مقالات اخبار صفحه نخست بیانیه ها معرفی اعضا جستجو شهدای دانشجو گفتگو گزارش
|
جوانی ستارهاي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مينوردد...
|
شريعتي آرزوي نفس كشيدن در آزادي را داشت
شخصيت شريعتي در گذر اين سالها، هميشه محل نقد بسياري بوده است و اينگونه انتقادات، عموما از ديدگاههاي ناهمگون با هم نيز مطرح شده است، همانطور كه تعريف و تمجيدها از دكتر، مختص به دسته خاصي از متفكرين نبوده و نيست. ميخواستم بحث را از همين نقطه شروع كنيم؛ جناب دكتر نقد شريعتي را تا چه حد مفيد ميدانيد؟
در تاريخ بشري هيچ انساني نبوده كه قابل نقد نباشد، حتي در عقايد ما شيعيان كه 14 نفر را معصوم ميدانيم، خود معصومين تاكيد خاصي روي <نصيحت> داشتهاند؛ نصيحت در اصطلاح آن روز به معناي انتقاد خيرخواهانه بوده است. اگر با اين نگاه به موضوع بنگريم، صرف نقد و انتقاد، نهتنها باعث ضعف انسان نيست، بلكه موجبات تكامل وي را فراهم ميكند، زيرا هر فردي در شرايط خاصي قرار داشته و ساخته همان شرايط و عوامل خاص نيز ميباشد. از اين جهت انسانها قالبي نيستند كه بتوان در موردشان گفت كه ميبايستي بدين شكل باشند و يا به اين چيز فكر كنند و يا بدين ترتيب رفتار نمايند تا قابل انتقاد باشند يا نباشند.
اصولا نقد، امري بسيار طبيعي و مفيد و باارزش است، البته به شرطي كه به همان معناي ابتداي بحث (يعني نصيحت و نقد خيرخواهانه) به كار گرفته شود، نه اينكه به دنبال مچگيري و يا مردود دانستن چيزي پيش از بيان كمبودها و ايراداتش باشيم.
موضع شخص دكتر شريعتي در قبال انتقاداتي كه ميشد، چه بود؟
اتفاقا او در زمان حيات خودش از نقد استقبال ميكرد.بعد از حياتش هم طرفدارانش
به اعتقاد رضا حجتي، عضو سابق دفتر تحكيم وحدت نه تنها تشكلهاي دانشجويي بلكه تمامي نهادهاي مدني در جامعه بايد به رسميت شناخته شوند.
حجتي در گفتوگو باايسنا به نفي هرگونه برخورد با روحيه پرسشگر و نقادانهي دانشجو پرداخت و خاطرنشان كرد: هيچگاه نبايد براي محقق، مادام كه در چارچوب روشهاي علمي فعاليت ميكند محدوديتي ايجاد كرد و ايجاد چنين محدوديتي نفي اصل دانشگاه و تبديل اين مكان به كلاس و محلي براي تربيت يكسويه و يك طرفه خواهد بود.
وي درعين حال افزود: مقتضيات سياسي جامعه ما ايجاب ميكند كه دانشجويان ملاحظه مسائل اعتقادي و ارزشي جامعه و منافع همچنين امنيت ملي را داشته باشند.
حجتي در خصوص طرح بحث انقلاب فرهنگي دوم از سوي برخي اين طرح را يادآور حركت چين در دههي 70 و دوران مائو دانست و ابراز عقيده كرد: انقلاب فرهنگي مادامي كه رويكردي سلبي و نه اثباتي دارد ضررهايي كه خواهد آفريد بيشتر از منافعش خواهد بود.
وي اقتضاء دانشگاه را اقتضاء رويش و نه ريزش خواند و گفت: به دانشگاه نبايد به عنوان محيطي كه در آن بايد به هرس كردن آفتها و زوايد پرداخت، نگاه كرد.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت در اين راستا اصلاح مكانيزمها، ساختارها و ساز و كارهاي را ضروري خواند و افزود: اين رويكرد به رشد علمي فرهنگي و ارتقا معرفتي جامعه منجر ميشود.
حجتي عملكرد جنبش دانشجويي را محدود در دايره وسيعي از افراط و تفريط دانست و درعين حال خاطرنشان كرد: نميتوان بودن در دايرهي افراط و تفريط را غيرطبيعي دانست، چراكه دانشجو در جامعه ما نسبت به وضعيت موجود سوال دارد و همين مولفهها منجر به شكلگيري جنبش دانشجويي خواهد شد.
وي گفت: از آنجاكه جنبشها نه تنها در دانشگاه بلكه در جامعهي بيرون از آن نيز با مشكلات و خطاهايي روبه رو هستند بايد با نرمش و درعين حال با منطق دانشگاه با آنها برخورد شود.
اين فعال سابق دانشجويي همچنين درخصوص نگاه مسوولان به جنبش دانشجويي خاطرنشان كرد: در دورههاي مختلف هيچگاه به دانشجو و حركتهاي دانشجويي به عنوان يك سازمان و جريان مستقل نگاه نشده است و بيشتر بحث سهمخواهي و در خدمت گرفتن آنها مدنظر بوده است.
حجتي با بيان اين مطلب كه نه تنها تشكلهاي دانشجويي بلكه تمامي نهادهاي مدني در سطح جامعه بايد به رسميت شناخته شوند و حضورشان البته در قالب يكسري اصول و قواعد بايد پذيرفته شود، اظهار داشت: مهم اتفاق افتادن و به جريان در آمدن چنين امري است و برون داد آن مهم نيست، چراكه اين امر هيچگاه به ضرر اجتماع نخواهد بود.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت در پايان رويكرد امام خميني (ره) به جنبش دانشجويي را رويكردي مثبت ارزيابي و تاكيد كرد: امام به دانشجويان اعتماد ميكردند و بسياري از تشكلهاي دانشجويي تحت لواي ايشان شكل گرفته و احياء شدند.
گفتوگو با دكتر علي ربيعي مدرس دانشگاه تهران و از فعالان سابق جنبش دانشجويي
![]() |
ميتوان به صراحت گفت كه آنچه سبب شد، دانشگاه در سالهاي دهه 50 به سمت اسلام گرايش پيدا كند، قرائتي از اسلام بودكه امام خميني(ره) آن را ارائه كرده بود. قرائتي مترقي از اسلام كه هم نو بود و هم پويا. در واقع اين قرائت از اسلام بود كه دانشگاه را باحقيقت دين آشنا كرد. ورود افكار و انديشههاي امام به دانشگاه باعث شد كه فعاليتهاي سياسي دانشگاهيان در جريان انقلاب رنگ و بوي اسلامي به خود بگيرد.شيوه برقراري اين ارتباط بين دانشگاه و امام خميني(ره) و ايجاد تحول در دانشگاه به سبب اين ارتباط را با دكتر علي ربيعي مدرس دانشگاه تهران كه خود از فعالان جنبش دانشجويي و همچنين جنبش كارگري در همان زمان بوده است را به گفتوگو نشستهايم. وي معتقد است در گذر زمان دانشگاه با افكار و انديشههاي امام(ره) فاصله گرفته است و ميگويد كه امروز احياي تفكر امام(ره) در دانشگاه امري ضروري است. با هم ميخوانيم:

* روحا... اوحدي ـ طي روزهاي گذشته آقاي ابطحي در دانشگاه مفيد قم به طرح مطالبي در خصوص انتخابات رياستجمهوري دوره آتي پرداخته و اظهار داشتهاند كه <سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم، كانديداي اصلاحطلبان خواهد بود و چون حضور وي در صحنه ضروري است، او وارد صحنه خواهد شد.>اگرچه در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي انتظار ميرود كه احزاب و شخصيتهاي مختلف اصلاحطلب با توجه به وضعيت موجود در كشور، با نقد عملكردهاي مجلس هفتم و دولت نهم و ارائه برنامههاي مشخص و ايجابي در برابر افكار عمومي به تفاهم و همدلي و بسط عقلانيت سياسي درون خود كمك نمايند و از طرح موضوعات انحرافي كه هيچ سودي براي ملت ندارد بپرهيزند، اما آقاي ابطحي با اظهارات خود از حالا براي انتخابات رياستجمهوري دوره آتي كه 2 سال تا زمان برگزاري آن باقي است، نسخه پيچيده و كانديدا معرفي ميكنند و همين امر سوالاتي را سبب شده است كه به صورت شفاف مطرح و پاسخ ايشان را طلب مينمايم:
1- آيا اصلاحطلبان در خصوص انتخابات رياستجمهوري بحث و بررسي داشته و به جمعبندي رسيدهاند كه جناب ابطحي آن را اعلام كردهاند؟
آيا در مجمع روحانيون مبارز تصميمگيري شده است كه آقاي خاتمي در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم آن هم به عنوان كانديداي همه اصلاحطلبان وارد صحنه شوند؟
آنچه كه مشخص است در حال حاضر ايشان نه سخنگوي مجمع روحانيون و نه سخنگوي اصلاحطلبان هستند و تاكنون نيز هيچ بحث جدي در مورد انتخابات رياستجمهوري مطرح نشده و تمركز نگاهها و فعاليتها بر انتخابات پيش روي مجلس است.البته تاكيد ميگردد كه موضوع بحث، شخصيت ارزشمند جناب آقاي خاتمي نيست چرا كه افكار و انديشههاي عميق ايشان براي همگان مشخص است، آنچه كه مورد سوال است اين است كه... جناب ابطحي به نمايندگي از كدام بخش اصلاحطلبان سخن ميگويند و تصميمهاي كدام گروه يا جريان يا محفل را بازگو ميكنند؟
2- ايشان اظهار ميدارند كه چون حضور آقاي خاتمي ضروري است، او وارد صحنه خواهد شد، سوال اساسي اينجاست كه كجا و چگونه چنين ضرورتي تشخيص داده شده است؟
آقاي ابطحي نيك ميدانند كه در 8 سال اصلاحات، ما و دوستان ما در جنبش دانشجويي همواره از آقاي خاتمي حمايت كرده و حتي در انتخابات رياستجمهوري دوره هشتم در سال 80 كه حضور ايشان ضروري تشخيص داده شد، از هيچ كاري فروگذار نكرده و با طراحي استراتژي مدد به خاتمي در دفتر تحكيم وحدت، در مقابل حركت راست روانه و افراطي عبور از خاتمي ايستادگي داشته و دستاوردهاي خوبي را كسب كرديم.اما اكنون كه به تجربهها و حوادث دوران اصلاحات مينگريم موانع بيروني و مشكلات دروني را به خوبي ميتوان تشخيص داد و در زمان مقتضي خودش ميبايد بحث كرد و مردم را در جريان قرار داد كه عملا چطور ميتوان اصلاحات را پيش برد و در عرصه عمل چه كساني ميتوانند از عهده كار برآيند. اندكي صبر، سحر نزديك است.
* عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي
![]() |
محمدمهدي مازني نوشتن و گفتن دردهايي كه به آن دچاريم، جز آنكه روح آدمي را آرام كند تاثيري ندارد. هميشه وقتي دردي را بازگو ميكني از اين بابت كه گوش شنوايي حرفهايت را ميشنود كمي آرامتر ميشوي اما اين درد را هيچ تسكيني نيست جز داروي تلخي كه برايش ميتوان تجويز كرد. اما دردهايي نيز هست كه كه داروي آن در دكان هيچ عطاري يافت نميشود. دردي كه امروز به جان جنبش دانشجويي افتاده و هيچ كس را ياراي درمان آن نيست. بهراستي چه بايد كرد؟ و قبل از آن چه بايد انديشيد؟ بايد نشست و فكر كرد كه اولا عوامل بروز بيماري چه بوده است؟ بيمار آيا سابقه اين بيماري را داشته است؟ و ديگر اينكه چه نسخهاي پاسخگوي نياز بيمار ماست. تصور نشود كه بنده در جايگاه پزشك نشستهام. خير! چرا كه اساسا نميتوانم چنين داعيهاي داشته باشم. آنچه سبب شد اينگونه بنگارم بازخواني مجموعه رفتارهايي است كه تاكنون جنبش دانشجويي از خود بروز داده است. در اين نوشتار جنبش دانشجويي را به بدني بيمار تشبيه كردم. بدني كه به ويروسي سرسخت مبتلا است و به سادگي نميتواند از شر آن خلاص شود. البته به هيچ وجه نميتوان از شر آن رهايي يافت چرا كه ويروس هيچوقت نميميرد بلكه تنها ميتوان آن را متوقف كرد و از آسيب زدن آن به شكل مقطعي در امان ماند. اما به محض آنكه شرايط فعاليت در بدن موجود زنده فراهم شود، ويروس شروع به آزار دادن آن موجود زنده ميكند. ويروس از بدن موجود زنده تغذيه ميكند و اگر مهار نشود تا مرز نابودي آن نيز پيش ميرود....
| ||
|
گروه سياسي؛ دانشجويان انجمني روزهاي پرکاري را مي گذرانند. آنان اين روزها در ديدارهاي جداگانه با شخصيت هاي سياسي و فرهنگي سعي مي کنند تا از دوستان خود در انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها که در چند روز گذشته بازداشت شده اند يا با مشکلاتي مواجه شده اند، دفاع کنند. اين بار اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير (پلي تکنيک) به ديدار مهدي کروبي رفتند تا از او بخواهند در حل مشکلات پيش آمده براي فعالان دانشجويي کمک کند. کروبي که خود را در مقابل دانشجوياني مي ديد که اعلام مي کردند به نمايندگي از هفت دانشجوي بازداشت شده، 15 دانشجوي ممنوع الورود، 11 دانشجوي معلق از تحصيل، يکصد دانشجوي کتک خورده، شش دانشجوي احضار شده و هفت هزار دانشجوي پلي تکنيک در دفتر او حاضر شده اند، گفت؛ «جواني همراه با شور و نشاط است و ممکن است با نپختگي هم همراه شود. اگر مسائلي پيش مي آيد و شعارها و انتقادهايي مطرح مي شود، بايد با سعه صدر و تامل از کنار موضوع رد شد.» او در ادامه با ابراز تاسف از احکام محروميت از تحصيل و ممنوع الورودي براي دانشجويان دانشگاه اميرکبير و با تاکيد بر اينکه مشکلات دانشجويان با تعليق و ممنوع الورود حل نمي شود، گفت؛ «اين موضوع رنج آور است، به ويژه که در زمان امتحانات رخ مي دهد. ما هم هر کاري از دستمان برآيد انجام مي دهيم و از طريق مذاکره با نماينده رهبري در دانشگاه ها و نيروهاي منصف کار را دنبال مي کنيم تا بچه ها بتوانند وارد دانشگاه شوند و امتحانات خود را بدهند.» به گزارش ايلنا کروبي که در اين جلسه از ديدن فيلمي که در آن تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند متاثر شده بود، گفت؛ اين اقدامات به هيچ وجه درست نيست. دانشجو بايد بتواند حرف خود را بزند و با سعه صدر به انتقادات وي گوش فراداد، در آخر هم اشکالات را به وي گوشزد کرد و بايد با تدبير، حکمت و عقل از سختي ها عبور کرد. رانندگي در يک جاده آسفالت چندان مهم نيست. در يک گردنه است که هنر راننده معلوم مي شود. هم اکنون که اين بحران ها پيش آمده است، دانشجويان بايد روي اهداف خود بايستند و با تدبير و حکمت و دورانديشي عمل کنند.» البته او در ادامه تاکيدي نيز داشت؛ «دانشگاه بايد فعاليت سياسي داشته باشد.» «در عين حال دانشجويان بايد مراقب باشند تا کسي وارد آنها نشود که چيزي را بگويد که خود آنها نيز با آن موافق نيستند. بايد اهداف مشخص شود و مراقب بود تا قضاياي تلخ رخ ندهد.»رئيس مجلس دوره ششم در ادامه جلسه خود با اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان اميرکبير لازم ديد تا در خصوص موضوع مهمي که اين روزها در دانشگاه اميرکبير رخ داده يعني انتشار مطالبي با لوگوي نشريات دانشجويي منتقد در دانشگاه مطالبي را بيان کند. او گفت؛ «قضيه بدي در دانشگاه رخ داده است که همه آن را محکوم مي کنند. مشخص است که اين کار دانشجويان نيست زيرا آنها نمي توانند چنين اقدامي انجام دهند. من معتقدم دست هاي خاصي در اين کار دخالت داشتند.» او گفت؛ «بايد بپذيريم که اين کار را دانشجويان مسلمان نکرده اند، زيرا معنا ندارد کسي چنين کاري بکند آن گاه اسم خود را هم روي آن بزند. همه ما مي دانيم هيچ بچه مسلماني حاضر نيست چنين کاري بکند. | ||
در گفتوگو با رضا حجتي و حسين بيغم از اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت عنوان شد:
نقش دفتر تحكيم وحدت در دوم خرداد -

به عنوان اولين سوال به نظر شما علل و عوامل شكلگيري دوم خرداد چيست؟ در واقع اگر بخواهيم يك بازشناسي و نگاه جديدي به آن رويداد داشته باشيم به نظر شما در انتخابات دوم خرداد 76 و پيروزي آقاي خاتمي به عنوان نماينده جناح اصلاحطلب چه جرياناتي موثر بودند و نقش تحكيم وحدت در آن جريانات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
حسين بيغم: به اين سوال ميتوان از جنبههاي مختلفي نگريست، دوم خرداد يك جنبش اجتماعي- سياسي است و در اين جنبش يك حزب و يك قشر خاص نميتواند نقشآفرين اصلي باشد. اگرچه ميتوان آن را سهمبندي كرد و نمره داد، اما در اين جنبش قشرهاي مختلفي حضور داشتند، اين جنبش محصول يك بستر و زمينهاي بود كه در كشور ما ايجاد شده بود و براساس آن بستر و زمينه اين حادثه اتفاق افتاد، حاكميت منتهي به دوم خرداد همه قسمتهاي قدرت را در اختيار داشت، از نهادهاي انتصابي گرفته تا نهادي انتخابي مثل مجلس، در اختيار يك جريان بود و برنامهريزي آن جريان اين بود كه با در اختيار گرفتن قوه مجريه اين قدرت را تكميل كند. در اين فضا مردم احساس كردند كه ميتوانند و بايد حرف خود را به نوعي مطرح كنند و به كرسي بنشانند. جرياني كه در اقليت بود و كمترين سهم را از قدرت داشت به نوعي سهم بيشتري از قدرت را در اختيار داشت. براساس آن زمينه و ذهنيتي كه وجود داشت موتور محرك اين جريان به نظر بنده جنبش دانشجويي و دانشگاه بود، به علل مختلف، اولا شعارهايي كه آقاي خاتمي بهعنوان نماد اين جريان در عرصه انتخابات مطرح كرد، شعارهايي بود مبتني بر روشنفكري و برخلاف شعارهاي رايج آن روز و بر همين اساس بهترين قشري كه ميتوانست مولد و تعيينگر اين شعارها و اين اهداف در قشرهاي مختلف جامعه باشد دانشگاه و دانشجو بود براين اساس سهم جنبش دانشجويي سهم برجسته و ارزندهاي است و دفتر تحكيم وحدت بهعنوان نماد و در واقع محور جنبش دانشجويي در آن برهه نقش ويژهاي داشت.