مقالات اخبار صفحه نخست بیانیه ها معرفی اعضا جستجو شهدای دانشجو گفتگو گزارش
|
جوانی ستارهاي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مينوردد...
|
|
| ||||
|
رئیس شاخه جوانان حزب اعتماد ملی از معرفی نامزدهای مورد نظر این شاخه برای قرار گرفتن در لیست نهایی حزب در انتخابات مجلس هشتم در تهران، مراکز استان ها و شهرستان ها به ستاد انتخابات مرکزی این حزب خبر داد. | ||||
|
روح الله اوحدی رئیس شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: با توجه به اینکه در حزب اعتماد ملی تمامی ارکان حزب می توانند نامزدهای مورد نظر خود را به ستاد انتخابات مرکزی حزب معرفی کنند ما نیز نامزدهای مورد نظر خود را در تهران، مراکز استان ها و شهرستان ها به این ستاد معرفی کرده ایم. وی افزود: نامزدهای مورد نظر ما چهره ها و شخصیت های جوان که می توانند مطالبات جوانان را در مجلس نمایندگی کنند شامل می شود، البته ما تابع نظر ستاد انتخابات مرکزی هستیم ولی با چانه زنی و رایزنی تلاش می کنیم که نامزدهای پیشنهادی ما نیز در لیست نهایی اعتمادملی در انتخابات مجلس هشتم قرار گیرد. این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: تمامی سعی و تلاش ما در جهت پرشور شدن انتخابات و نظم بخشیدن فعالیت های انتخاباتی جوانان است که آنها بتوانند به صحنه بیایند و انتخابات خوبی برای نظام و کشور برگزار شود. اوحدی سپس از کم توجهی سران اصلاح طلب به جوانان انتقاد کرد و تصریح کرد: انتظار عمومی از اصلاح طلبان این است که نگاه جدی تری به جوانان و نسل سومی ها داشته باشند، همانگونه که حضرت امام(ره) به نسل دوم اعتماد کرد و بسیاری از عرصه های مدیریتی را به نسل دوم واگذار کرد ما نیز از نسل دوم انتظار اعتماد به نسل سوم را داریم. وی افزود: من معتقدم در اصولگرایان این اتفاق افتاده است و آنها با به میدان آوردن جوانان توانستند شور و نشاطی را به بدنه نیروهای حامی خودشان بدهند اما متاسفانه در جریان اصلاحات ما شاهد این وضعیت نیستیم، هر چند که سران اصلاح طلب شعارهای خوبی در جوانگرایی و توجه به جوانان مطرح کرده و می کنند اما در عرصه عمل و تشکیلات و انتخابات ها این جوانگرایی را به صورت علمی شاهد نبوده ایم. رئیس شاخه جوانان حزب اعتماد ملی تاکید کرد: این کم توجهی اصلاح طلبان به جوانان ضعف بزرگی برای آنها محسوب میشود که امیدواریم نگاه آنها به جوانان تقویت شود و عرصه را برای حضور جوانان خوشفکر را در انتخابات مجلس هشتم مهیا کنند که اگر اینگونه شود قطعا زمینه برای شور و نشاط انتخاباتی بیشتر فراهم خواهم شد. این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه به فعالیت های شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی اشاره کرد و گفت: این شاخه فعالیت های خود را در سه سطح پیگیری می کند، سطح اول در جهت ارتباط با تشکل های دانشجویی در دانشگاههای مختلف، سطح دوم ارتباط با جوانان و سازمان های غیردولتی مختلف و سطح سوم ارتباط با دانشجویان و جوانان همفکر و معقتد به اندیشههای خط امام در استان ها و شاخه های دانشجویی و جوانان است. روح الله اوحدی در پایان اظهار داشت: شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتمادملی در 30 استان کشور دارای شورای شاخه است و این شاخه فعالیتهای خود را روز به روز گسترش خواهد داد. | ||||
ايسنا: نشستي با موضوع "دفاع از جامعه دانشگاهي " با حضور عليمحمد حاضري دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها و عضو هيات علمي جامعه شناسي دانشگاه تربيت مدرس، نجفقلي حبيبي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها، مرتضي احمدي عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس و غلامرضا ظريفيان معاون فرهنگي وزارت علوم سابق در دفتر انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها برگزار شد.
بعضي نسبتها که به دانشگاه داده ميشود بسيار مبتذلانه است
نجفقلي حبيبي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها با ابراز تاسف از برخوردها و اظهار نظرهايي كه از سوي برخي نسبت به جامعه دانشگاهي صورت ميگيرد، گفت: حمله به دانشگاه و شكستن حرمت آن حادثهاي است كه هر از گاهي تكرار ميشود؛ هرچند امكان دارد حملههاي پيش آمده متفاوت باشد، اما ماهيت موضوع يكي است؛ بنابراين توجه مصلحان جامعه، علما، روشنفكران و... به بعضي از نكات محيط دانشگاه بسيار ضروري است. وي افزود: متاسفانه ما شاهديم بعضي از حرفهايي كه نسبت به دانشگاه و محيط آن زده ميشود بسيار مبتذلانه است. اين مجموعهها بايد توجه داشته باشند كه جوانان ما بزرگترين سرمايههاي كشور هستند و در عصري كه دارايي مهمترين اصل پيشرفت است، نبايد دانايان را با لقبهايي به بي ديني، بيگانه پرستي و... لقب بدهيم و اينگونه به انقلاب ضرر بزنيم. وي افزود: از نظر امام خميني(ره) دانشجويان سرمايههاي ملي، آيندهساز و يكي از پايههاي اصلي نظام هستند؛ بنابراين حفظ اين سرمايه بر همه واجب است واگر خطايي به وجود ميآيد بايد با خردمندي فكري آن را به حداقل رساند نه آنكه وجهه مشخص، فساد اخلاقي به دانشگاهها بدهيم.
برخوردهاي نادرست با دانشجويان، تداوم رويارويي با امام(ره)
عليمحمد حاضري دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها گفت: آنهايي كه امروز دانشگاهيان را مورد تهاجم قرار ميدهند، همان جرياني هستند كه قبل از انقلاب تفكرشان با انديشه امام(ره) زاويه داشت. وي افزود: شهيد بهشتي و امام خميني(ره) خطر اصلي را متوجه جريانات دانشگاهي ميدانستند و در مقابل كساني حركت ميكردند كه دانشگاه را مورد تهاجم قرار ميدادند. برخوردهاي نادرست با دانشجويان، تداوم انديشه رويارويي با امام(ره) است در حالي كه امروز اسمش را دفاع از انديشهي امام(ره) و راه او ميگذارند اما به واقع به هيچ عنوان با روحانيت خط امام(ره) و ديدگاه ايشان همراه نيستند. دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها خاطرنشان كرد: اگر كسي ادعايي درباره دين دارد، بايد موارد موثق را نشان دهد و تنها براساس پايههايي نابهجا، صحبتهاي نادرست مطرح نشود؛ چراكه جامعه دانشگاهي پايه و اساس اين كشور است.
كساني كه به تاريخ توجه نميكنند مجبور به تكرار آن هستند
همچنين معاون دانشجويي وزير سابق علوم با بيان اينكه دانشگاه در دفاع از انقلاب اسلامي نقش ويژهيي داشته است گفت: فرهيختگان نوع برخوردشان با عوام فرق دارد و اگر دانشجويان ما بيحرمتي ديدند، دچار نوعي سكوت پنهان ميشوند. غلامرضا ظريفيان يادآور شد: با مرور بر سال 75 ميتوان به اين نتيجه رسيد كه فضاي سياسي دانشگاهها دچار ركود سنگيني شده بود اما پس از سال 76، انفعال دانشگاهها با شروع اصلاحات به نشاطي پرمهيج تبديل شد. وي با اشاره به واقعه كوي دانشگاه بيان كرد: در سال 78 اتفاق تلخي به وجود آمد كه تمام مسوولان مختلف نظام به تلخي از آن ياد ميكنند؛ كوي دانشگاه محصول دو امر بدبيني و سوءظن نسبت به نهاد دانش بود كه اين نگاه به قشرهاي مختلفي از دانشگاه تزريق ميشد. اين عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها افزود: عدهاي اصلاحات را يك پروسه نميديدند بلكه آن را پروژهاي ميدانستند كه پايگاه آن در دانشگاه وجود دارد، ما شاهد بوديم كه اين ديد منجر به حادثه تلخ 18 تير بود برخوردهاي تندي كه با دانشجويان صورت گرفت و از سوي ديگر بي تدبيري كه در بخشي از نيروهاي انتظامي وجود داشت، منجر شد كه آن بي تدبيري و آن بدبيني تبديل به فاجعه 18 تير شود. اين عضو هيات علمي دانشگاه تهران تاكيد كرد: كساني كه به تاريخ توجه نميكنند مجبور به تكرار آن هستند؛ اظهار نظرهايي كه بسياري از روشنفكران انجام دادند، نشان از آن دارد كه در حال حاضر سوءظن و بي تدبيري نسبت به محيط دانشگاه به وجودآمده و اين نوع اظهارات و برخوردها امكان دارد عواقب تلخي را براي جامعه دانشگاهي ما مجددا رقم بزند.
دانشگاه هم راستا با انقلاب اسلامي به پيش رفته است
مرتضي احمدي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها در اين نشست گفت: همخواني دانشگاهها با حركت انقلاب و نقش مهم آن براي رسيدن به آرمانهاي انقلاب اسلامي بسيار روشن و آشكار است. افزود: حركت انقلاب اسلامي با راهبري حضرت امام خميني(ره) آغاز و دانشگاه در تمامي مقاطع هماهنگ و هم راستاي ايشان پيش رفت. حركتهايي كه از سوي دانشگاهيان چون لانه جاسوسي، انقلاب فرهنگي و... ايجاد شد، تعميق مباحث علمي دانشگاه را به دنبال داشت. وي ادامه داد: دانشگاه هم راستا با انقلاب اسلامي به پيش رفته و نه تنها مشكلي نداشته بلكه تشديد كننده انقلاب اسلامي بوده است، همين دانشگاهي كه امروز در حال حاضر مورد تهاجم قرار ميگيرد در گذشته مورد تاييد امام(ره) بوده و دانايي محوري يكي از نكاتي بود كه امام خميني(ره) همواره بر روي آن تاكيد داشتند.
دو محور حوزه و دانشگاه از بعد از انقلاب توانستند بسيار درست با يكديگر هم گام باشد. در جوامع خارجي و غيرايراني تنها يك محور دانايي آن هم دانشگاه است كه ميتواند در محيط اجتماع نقش داشته باشد اما در جامعه سنتي و مذهبي دو محور حوزه و دانشگاه درنظر گرفته شده است و دانشگاه باعنايت به دانايي محوري توانست شعار حوزه و دانشگاه را مطرح كند و اين دانشگاه بود كه اين شعار را داد نه حوزه. وي با بيان آنكه " حركتهاي تحولآفرين و مبنايي و فرهنگي از دانشگاه آغاز شده است" گفت: متاسفانه گروههايي در جامعه وجود دارند كه نميخواهند فعالان دانشجويي پويا باشند و كار موثري انجام دهند.
رضا حجتي عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از زبان فردي كه ناظر بر حوادث كوي دانشگاه و شكلگيري واقعه 18 تير بوده است، سخن گفت. وي گفت: <اگر ملتي تاريخ خود را نخواند حوادث و اتفاقاتي كه رخ داده دوباره تكرار خواهد شد، بنابراين بايد به اطلاعرساني درباره وقايعي كه در گذشته رخ داده بپردازيم.وي با تاكيد بر اينكه بايد بيش از يك بار در سال حوادث تاريخي به ويژه مسائل دانشجويي را بررسي كرد گفت: عدم اين كار، باعث شده منابع ما از فعاليتها و حركتهاي دانشجويي بسيار كم باشد كه همين امر يكي از نقاطضعف حركتهاي دانشجويي است.وي افزود: <عدم وجود منابع از حركتهاي دانشجويي سبب ميشود كه دانشجويان ما حركت خود را از نقطه صفر شروع كنند و تجربه گذشتگان را مدنظر قرار ندهند. به عنوان مثال ما ميگوييم كه چمران و بازرگان در دانشگاه بودهاند ولي هيچگاه تصور درستي از آنها نداريم، البته خود ما در اين ماجرا مقصريم كه تاريخ را مكتوب نميكنيم هرچند كه زمينه مناسبي براي اين وقايعنگاريها وجود ندارد.>حجتي به عنوان شاهد شكلگيري واقعه 18 تيرماه 78 به يادآوري عوامل شكلگيري آن پرداخت و گفت: <تا خرداد 76 كه سيدمحمد خاتمي به رياستجمهوري برگزيده شد كسي او را نميشناخت و حتي گروههاي اصلاحطلب هم چهرههاي اصلاحطلبي چون ميرحسين موسوي و كروبي را براي كانديداتوري در انتخابات مطرح ميكردند ولي عدم حضور آنها در انتخابات باعث شد تا در نهايت خاتمي دعوت گروههاي چپ كه در راس آنها دفتر تحكيم وحدت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و مجمع روحانيون مبارز قرار داشتند را بپذيرد و وارد انتخابات شود و با راي بالايي كه كسب كرد، شوك ناگهاني را در انتخابات خرداد 76 وارد سازد.>
|
شايد زماني كه دوم خرداد 76 به وقوع پيوست، هيچكس نميتوانست در خصوص جايگاه و وضع 10 سال بعد هر كدام از فعالين جنبش اصلاحات، به گمانهزني بپردازد، اما به هر ترتيب اكنون 10 سال از آن روزهاي پرشور گذشته است و جايگاهها با مرور زمان آشكار شدهاند؛ مردم درهالهاي از نااميدي در گوشهاي، اصلاحطلبان يا به كار قهر و نقد مردم و يا در تلاش براي بازگشت به قدرت و بدنه اجتماعي مصر بر فعاليت سياسي چند پاره؛ يكي در ايالات متحده و ديگري در كنج خانه و سومي كماكان در مبارزه با وضعي كه حتي خودش نيز به درستي نمي دانست چه جايگزينش نمايد و چه بسا اكنون نيز نمي داند. |
وضعيت فعالين دانشجويي اما به مراتب اسفناك تر از اين است؛ عدهاي در تكاپو براي احياي اجراي حكم اعدام آغاجري و انقلاب فرهنگي و عدهاي ديگر در آرزوي فشار از بيرون و فروپاشي از درون و البته بدنه دانشجويي نيز بي تفاوت سرگرم رتق و فتق امور جاريه خويش ميباشد.
شايد تاريخ صد و اندي ساله اخير ايران تا كنون چنين سردرگمي و گيچي و تناقض و ركودي را به خود نديده و از همين روست كه نگاهي دوباره به ماوقع، ممكن است راهگشاي راه پيش رو باشد.
از ميان تمامي فعالين سياسي اجتماعي ايراني، دانشجويان در هر برههاي، نقشي اساسي و ماندگار را ايفا نموده اند و اصلاحات، يكي از همان دست برهههاي تاريخي ايران امروز ميباشد؛ اينكه فعالين دانشجويي منتسب به اصلاحات، چه كردند و چه راهي را پيمودند، بي شك يكي از مباحثي است كه پرداختن بدان، تجربيات گرانبهايي را پيش رو خواهد گذاشت.
|
|
كروبي با اشاره به سخنان اخير احمد جنتي مبني بر ذكر داستاني از خواب و نذر و نياز براي راي دادن مردم روند انتخابات نهمين دوره رياستجمهوري را يادآور شد و در اينباره گفت: هرچند كه من نميخواستم قضاياي گذشته را يادآوري كنم ولي اظهارات اخير آقاي جنتي من را بر آن داشت كه بگويم اگر قرار است خوابي نقل شود بايد خواب يك ساعته من نقل شود كه در طول آن اتفاقات بسياري افتاد. |
كروبي در واكنش به سخنان جنتي:
نميتوان حكومت را با خواب اداره كرد
دولت نهم استراتژي فرهنگي ندارد

حال كه دو سال از پيروزي تفكر موسوم به اصولگرا ميگذرد، با اين استدلال كه روزنامهها در يكي از كاركردهاي خود، پل ارتباطي مردم با دولتمردان و مسوولان به حساب ميآيند، بر آن شديم كه نمره مشخص و معيني در خصوص عملكرد دولت نهم در دانشگاهها در بازهاي از صفر تا 20 از فعالان دانشجويي بگيريم. به اين ترتيب بود كه به سراغ 10 تن از موثرين جنبش دانشجويي رفتيم و جداي از شنيدن انتقادات، پيشنهادها و حرفهايشان، اعدادي را در راستاي <سنجش ميزان موفقيت دولت در عرصه دانشگاهي و دانشجويي> طلب كرديم تا بتوانيم با جمعبندي آنها، ميانگيني را در اختيار عموم و البته مسوولان دولتي قرار دهيم؛ ميانگيني كه خود بدون هيچ نقد و تحليل اضافهاي، بيانگر ميزان رضايت تشكلهاي دانشجويي فعال (كه نمايندگان اكثر آنها در گفتوگو ي حاضرحضور دارند)، ميباشد: حسين زارع (عضو شوراي مركزي انجمن اسلاميدانشگاه تهران و علوم پزشكي- :)7 - يونس رشيدپور (نايب دبير انجمن اسلاميدانشگاه شهيدبهشتي- :)8 - عليرضا فرخي (دبير انجمن اسلاميدانشگاه تربيت مدرس- :)5/9 - عليرضا ذاكري (دبير انجمن فرهنگ و سياست دانشگاه شيراز- :)12 - امير حبيب دوست (دبير سابق انجمن اسلاميدانشگاه گيلان- :)12 - مصطفي طلوعي (سخنگوي شوراي احياي دفتر تحكيم وحدت- :)13 - امير جليلنژاد (دبير اجرايي جنبش عدالتخواه دانشجويي- :)5/13( -مشروط بر اينكه نمره دولت آقاي خاتمي10 يا 11 و دولت آقاي هاشمي زير 10 باشد- ) مهدي واحدي (مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي- :)15 - علي رمضاني (مسوول سابق بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي- :)16( -در حالي كه يك سوم همين نمره را به دولتهاي گذشته نميدهد- ) مجتبي سلطاني (قائم مقام سابق جامعه اسلاميدانشجويان كشور- :)18- مجموعهاي كه در زير ميآيد، پاسخ يازده تن از فعالين جنبش دانشجويي است به اين سوال: <عملكرد دولت در دانشگاهها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟>.................
در 8 سال دوران توسعه سياسي، برخي احزاب و كلوپهاي قدرت جبهه دوم خرداد، با ديدي ابزارگونه به جنبش دانشجويي نگريستند و لذا كار را به آنجا رساندند كه نوعي انفعال، وازدگي و سكوت را به بخشي از اين جنبش تحميل كردند
![]() |
آرش پاک اندیش: به عنوان روشنفكران جوان، تحصيلكردگاني متعهد هستند كه از كنار هيچ مساله اجتماعي، فرهنگي و سياسي به سادگي نميگذرند و در كنار تحصيل داراي تعهد دروني نسبت به مسائل مهم جامعه خويش و جامعه جهاني هستند.
در نتيجه، جنبش دانشجويي به عنوان بخشي از بدنه روشنفكري جامعه، سياسي بيرون از سياست است يعني خود را موظف به موضعگيري و جانبداري ميداند ولي نه جانبداري از يك حزب يا گروه خاص و عنواندار، بلكه موضع آن عدم تعلق و وابستگي به هيچيك از جريانات و گروههاست، حتي گروههايي كه در راستاي آرمان آنها عمل ميكنند. جنبش دانشجويي بسان يك جنبش روشنفكري بر مفاهيمي كليدي نظير آزادي، عدالت، حقوق بشر و... تاكيد داشته و تحقق آنها در جامعه را مطالبه ميكند. به اين ترتيب اين جنبش به عنوان زيرمجموعه جامعه روشنفكري، تابع زير و بمهاي آهنگ حركت روشنفكري در جامعه است، خصوصا آنكه بهطور معمول بخشي از ايدئولوژي اين جنبش وامدار بدنه روشنفكري بوده است. در ميزان وابستگي جنبش دانشجويي به فضاي روشنفكري، جامعه همين بس كه ميتوان به راحتي ادعا كرد كه براي كنترل آن كافي است حركت روشنفكري كنترل گردد. تب جامعه روشنفكري، ضعف جنبش دانشجويي و ضعف حركت روشنفكري تشنج جنبش دانشجويي را به همراه خواهد داشت. هرچند كه الزاما اين رابطه براي هميشه يكسويه نبوده است. جنبش دانشجويي نه تنها يك نيروي تحولخواه و تغييرساز بلكه يك مجموعه انقلابي اصيل محسوب ميشود. فعالان اين جنبش انقلابيون اصيل اين طبقه انقلابي به حساب ميآيند. به عبارت ديگر نيروهاي جنبش دانشجويي نيروهاي انقلابي در جوامع در حال توسعه هستند. قلب انقلابها در جوامع در حال توسعه در قلب جنبش دانشجويي آنها ميتپد. شرايط سني، زندگي جمعي، فرصتهاي مطالعه و خصوصا مباحثه و مناظره در كلاس و خوابگاه و... نيروي دانشجويي و جنبش آنها را كاملا مستعد انقلاب ميسازد. در 8 سال دوران توسعه سياسي، برخي احزاب و كلوپهاي قدرت جبهه دوم خرداد، با ديدي ابزارگونه به جنبش دانشجويي نگريستند و لذا كار را به آنجا رساندند كه نوعي انفعال، وازدگي و سكوت را به بخشي از اين جنبش تحميل كردند. فعاليت سياسي و اجتماعي دانشجو بايد در عين درونزايي به هيچ عنوان تابع اغراض و اميال سياستمداران بيرون از دانشگاه قرار نگيرد. اگر اين گروهها در جايگاه سكانداري فكر و عمل مجامع دانشجويي قرار گيرند سعي خواهند كرد اين حركت را در قالب و خواستههاي خود شكل دهند. متاسفانه دانشگاه و جنبش دانشجويي در ايران همواره از اين موضوع رنج برده است. براي احزاب و تشكلهاي بيروني استفاده از اين منبع پرنشاط و كانون متراكم انرژي، رويايي است كه همواره در فكرش ميباشند. جنبش دانشجويي بايد به بازتعريف جايگاه نسلي خود بپردازد و براي اين كار بايستي بهدنبال اشكال جديد حضور اجتماعي باشد. از جمله دلايلي كه امروز غيبت اين راهكارها در عرصه عمومي بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود، تعريف و اعتبار تغيير را در گرو سياست و فعاليت سياسي دانستن بوده است. تعيين چشماندازهاي بلندمدت سياسي و اجتماعي و غيرقابل دسترس كه بنا بر تعريف وظيفه احزاب است، از حوزه اختيارات و تواناييهاي اين جنبش خارج است و اينكه تحت نام آموزش كار سياسي تبديل شدن به شاخه جوانان احزاب را از جمله وظايف جنبش دانشجويي بدانيم از جمله راهكارهاي بيهوده و انحرافي است. متاسفانه در سالهاي اخير تاثيرپذيري برخي از عناصر اين جنبش از بيگانه و القائات خارج از كشور به آنان و همچنين برخوردهاي شديد با جنبش دانشجويي توسط بخشهايي از حاكميت، طيفي از نسل جوان و دانشجويان وطنپرست كشور را نسبت به اين جنبش فاقد اعتبار و اعتماد كرده است، لذا بازسازي اين شرايط و جلب اعتماد دوباره نسل سوم كشور به جنبش دانشجويي به ايجاد چند تحول در اين جنبشنياز دارد. با توجه به گذشته پر نوسان اين جنبش، شناسايي آسيبها و چالشهاي حال و آينده ميتواند در تدوين راهكارهاي عملي و علمي اهميت بسزايي را دارا باشد. به طور كلي آسيبهايي كه اكنون جنبش دانشجويي ايران با آن روبهروست، عبارتند از: سطحينگري، ابزار دست احزاب و جريانات شدن، انفعال و ركود، عدم بصيرت، عدم احساس مسووليت در قبال جامعه، تلاش براي كسب قدرت، فاصله گرفتن از پيكره دانشجويي و...
در بخش عمده تاريخ جنبش دانشجويي، اين قشر به عنوان چشم بيناي جامعه عمل كرده است. به بيان عميقتر، در دهه 30 جنبش دانشجويي از خواسته مردم پشتيباني نمود و با آغاز نهضت امام خميني (ره)، دانشجويان در كنار امام و با پيروي از ايشان، به حمايت از مردم در مقابل با رژيم ستمشاهي پرداختند. خود اين مساله نشان ميدهد هرگاه جنبش دانشجويي به مردم بپيوندد، به هويت واقعي و تاريخي خود، كه حمايت از مردم بوده است، نزديك ميشود. به اميد روزي كه بينش و آگاهي جديدي در جامعه دانشجويي كشور پديد آيد تا بار ديگر جنبش دانشجويي به انسجام گذشته خود در پاسداري و پشتيباني از آرمانهاي سياسي و ديني برگردد.