مقالات اخبار صفحه نخست بیانیه ها معرفی اعضا جستجو شهدای دانشجو گفتگو گزارش
|
جوانی ستارهاي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مينوردد...
|
|
|
|
|
اول دفتر اينكه خدا خيرشان بدهد جناب رئيسجمهور محترممان را كه منشاء خير و بركت هستند. علاوه بر اينكه به اعتقاد ايشان، قدرت خريد ما فزوني يافته و وضع معيشتيمان بهتر شده است، سوژههاي جورواجور جوسازي و توطئه هم تا بخواهيم داريم. يعني هر دفعه كه نشست خبري ايشان برگزار ميشود، ما دست و پايمان را گم ميكنيم و نميدانيم از كجا و كدامش بنويسيم. آقابزرگ اصولگراي ما معتقد است: با توجه به اظهارات ايشان، دولت عربستان بايد شرم كند كه همچين وزير امور خارجهاي دارد. وقتي جناب احمدينژاد ميفرمايند كه سعود الفيصل وزير امور خارجه دستورات پادشاه عربستان را دنبال نميكند، ببينيد كه اوضاع چقدر خراب است.
نميدانيم چرا مجلس عربستان اين وزير را استيضاح نميكند (كدام مجلس؟) مثل مجلس ما و يا اصلا چرا دولت كابينه را ترميم نميكند و وزراي ناهمگون را بركنار نميكند مثل دولت ما؟ خاندايي مستقل ما وارد بحث شدند: يعني در عربستان هم مافياها در كار دولت كارشكني ميكنند؟ گفتيم: اسمش عوض شد. من بعد بفرماييد < شمافيا .> يعني جناب رئيسجمهور براي اينكه تنوعي باشد و دور هم باشيم و از آنجا كه ظاهرا حالا حالاها با مافياها سر و كار داريم بياييم اسمش را عوض كنيم . < شمافيا > يعني مافياي شما! البته .......
|
|
![]() |
>> مسئولیت ها: <<
نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره های
اول : عضو و مخبر کمیسیون کشاورزی
دوم : کمیسیون پاسخ به سوالات
چهارم : کمیسیون شوراها و امور داخلی
ششم : کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز
عضو شورای عالی عشایر ایران
عضو موسس کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان ری
معاون امور استان های بنیاد شهید انقلاب اسلامی
نمایندگی ولی فقیه در سپاه ولی امر
رئیس جامعه اسلامی بختیاری ها
|
|
|
جمعي از اعضاي ادوار انجمن اسلامي دانشگاه تهران و علوم پزشكي در ملاقات با مهدي كروبي، به استناد به بندهاي 1 و 3 در ردصلاحيتها و عدم تاييد صلاحيت رضا حجتي عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه تهران اعتراض كردند. |
در اين ديدار اعضاي ادوار انجمن اسلامي دانشگاه تهران با اشاره به اينكه انجمن اسلامي دانشگاه تهران از بدو تاسيس تا به امروز مبتني بريك مشي شفاف، همواره در چارچوب نظام جمهوري اسلامي عمل كرده است، ردصلاحيت رضا حجتي عضو سابق شوراي مركزي اين انجمن را كه فردي معتقد به نظام، امام(ره) و قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي بوده و هست را تعجببرانگيز دانستند. اعضاي حاضر در اين نشست رويه شوراي نگهبان را معنادار و پيام آن را تضعيف جريانهاي دانشجويي كه قصد حركت اصلاحطلبانه در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي دارند، دانستند.
كروبي در اين ديدار با اشاره به اينكه خوشبختانه آقاي حجتي براي برخي بزرگان و علما شناختهشده هستند، گفت: برخي علما از جمله آقاي ابوترابي نيز به اين وضع معترض هستند.
وي با اشاره به اينكه اولين بار است كه هياتهاي اجرايي اينگونه در جريان ردصلاحيتها عمل كردهاند، وضعيت پديدآمده را بسيار سنگين، بد و دشوار دانست. دبيركل حزب اعتماد ملي خطاب به اعضاي انجمن اسلامي ادوار دانشگاه تهران گفت: شما حق داريد و بجاست كه گلهمند باشيد، اما بايد خودتان را براي سختيهاي آينده آماده كنيد؛ واقعيت كار سياسي در جهان سوم و اوضاع و احوال توسعهنايافتگي نشاندهندهدشواريهاي بزرگ پيش روي ماست كه بايد براي مواجهه با آنها برنامهريزي و تدبير داشته باشيم. كروبي گفت: نگراني عمدهما اين است به نقطهاي برسيم كه رويهنادرستي كه در جريان ردصلاحيتها در پيش گرفته شد، تبديل به يك سنت شود، در اين صورت، اصلاح آن كار بسيار دشوار و سنگيني است.
وي افزود: در اين انتخابات افرادي كه 80 ماه جبهه داشتند، كساني كه آثار جراحت هنوز در بدنهايشان هست و بزرگاني كه سالها در نجف پاي درس امام بودند و در غربت در عراق امام را همراهي كردند و بحثهاي امام را تنظيم ميكردند، كساني كه در جريان انقلاب اعلاميههاي امام را منتشر ميكردند و به مردم ميرساندند با اتهام عدم التزام به اسلام و قانون اساسي ردصلاحيت شدند.
وي گفت: بررسي شخصيت افرادي كه در اين انتخابات ردصلاحيت شدهاند، نشان ميدهد كه خيلي از ردصلاحيتها از هيچ منطق درستي تبعيت نميكند، جز آنكه به تعبير آقاي بزرگواري بايد بگوييم تصميم گرفتهاند كه يك در ميان شخصيتهاي يك جريان را حذف كنند. دليل اين امر آن است كه بسياري از افراد ردصلاحيت شده بازگشتند و اين خود نشان ميدهد كه ردصلاحيتها فاقد منطق قابل دفاعي بوده است .
دبيركل حزب اعتماد ملي افزود: هنگامي كه برخي افراد شناختهشده با سوابق درخشان معنوي و انقلابي رد ميشوند و تمام تلاشهاي ما براي تجديد نظر دربارهآنها به نتيجه نميرسد، ميگوييم پيداست كه برنامهاي از پيش تعيينشده وجود دارد كه افراد مشخصي از آنحوزه انتخاب شود، چرا كه دليلي ندارد فردي با اين سوابق شايسته ردصلاحيت شود. كروبي ادامه داد: زماني كه مشاهده كردم در ردصلاحيتها از بند 1 و 3 عدم التزام به اسلام و عدم التزام به قانون اساسي استفاده شده است، احساسات ديني انقلابيام جريحهدار شد، خدمت مقام معظم رهبري رفتم و به ايشان گفتم مساله ردصلاحيتها به جاي خود كه درد ما هست، اما من آمدهام امروز از چيز ديگري دفاع كنم و آن اينكه عده زيادي را با استناد به بند 1 و 3 حذف ميكنند؛ حضرتعالي دستور دهيد كه به بند 1 و 3 استناد نكنند، استناد به بند يك دربارهشخصي جايز است كه لاابالي، مالمردمخور و يا بينماز است و به
|
|
اسدالله کیان ارثی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز نسبت به تغییر حوزه انتخابیه خود از اصفهان به تهران اقدام کرد. حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی نامزد تائید صلاحیت شده ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: به دلیل اینکه همراهان ما را که قرار بود با هم تشکیل لیست دهیم، رد صلاحیت شدند و با شرایط موجود امکان بستن لیست از سوی اصلاح طلبان با تنها یک کاندیدا وجود نداشت، تصمیم به تغییر حوزه انتخابیه خود گرفتم. عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر اینکه این تصمیم با هماهنگی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان گرفته شده است اظهار داشت: با شرایط موجود در تهران فکر می کنم لیست گروهها به گونه ای هست که از حضور من استقبال کنند و وارد لیست شوم. |
|
|
عضو شورای مرکزی شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي در گفتگو با فارس: * گدايان سياسي كسانياند كه دنبال انقلاب مخملي هستند نه كروبي * درخواست از شوراي نگهبان ننگ و عار نيست آنچه ننگ و عار و در واقع گدايي محسوب ميشود، پناه آوردن به بيگانگان و مستكبرين عالم است. |
اخبار مرتبط :
| عبدالله ناصری: اصلاح طلبان برای تایید صلاحیت گدایی نمی کنند | ||||
![]()
* بنده دعواي اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم. من اين تقسيم بندي را غلط ميدانم. نقطه ي مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نيست . نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نيست. نقطه ي مقابل اصولگرا، آدم بياصول و لاابالي است.
* آدمي كه به هيچ اصلي معتقد نيست. آدم هرهري مذهب است. يك روز منافع او يا فضاي عمومي ايجاب ميكند كه بشدت ضد سرمايهگذاري و سرمايه داري حركت كند، يك روز هم منافعاش يا فضا ايجاب ميكند كه طرفدار سرسخت سرمايه داري شود. حتي به شكل وابسته و نابابش ! نقطه ي مقابل اصلاح طلبي، افساد است . بنده معتقد به اصولگراي اصلاح طلبم. اصول متين و متقني كه از مباني معرفتي اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبه روز و نو به نو.
* اصولگرايي به حرف نيست. اصولگرايي در مقابل نحلههاي سياسي رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسي را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان. نه. اصولگرايي متعلق به همه كساني است كه به مباني انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست ميدارند. حالا اسمشان هر چه باشد.
* بنده سه چهار سال قبل در نماز جمعه تهران گفتم دو جناح براي اين كشور مثل دو بالند، كه كشور با اين دو بال ميتواند پرواز كند.
|
|
رضا حجتي ، عضو موسس و عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در گفتوگو با سايت محتانيوز از ردصلاحيتها، حضور حزب اعتمادملي در انتخابات اين دوره مجلس شوراي اسلامي، همچنين تركيب آينده مجلس هشتم سخن گفت كه مشروح اين مصاحبه در ادامه ميآيد: * اصلاحات حالا ديگر پرچمدار نميخواهد بلكه كسي را ميخواهد كه عقبه به هم ريخته آن را جمع و جور كند <دعوا سرلحاف ملانصرالدين> فايدهاي ندارد. فكر ميكنم بايد تمام هم و غمشان اين باشد كه وضعيت كشور را به حالت تعادل برگردانند. * حزب اعتماد ملي، به عنوان يك حزب مسووليتپذير تلاش دارد با تابلو و شعار خود وارد عرصه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي شود زيرا پنهان شدن زير پرچم <ائتلاف> به شدت ناپايدار سياسي، قبل از هر چيز ضربه به فعاليتهاي حزبي محسوب ميشود.در حال حاضر علي رغم اينكه در ستاد موسوم به <ائتلاف> شركت نداريم، ولي همواره براي تعامل و تفاهم با ساير گروهها و يا حتي اشخاص مؤثر با حفظ اصول خود و رعايت منافع و مصالح همديگر و در چارچوب نظام جمهوري اسلامي ايران اعلام آمادگي كردهايم. |
|
|
ارتحال عالم ربانی حضرت آیت الله توسلی زخم عظیمی بر پیکره نظام وارد کرد. اين عالم مجاهد، عمري را در پارسايي و شرافت و وفاي صادقانه به مقتداي خويش سپري كرد و در لحظه لحظه زندگي خود، پايبند ارادت خالصانه به امام و راه امام بود.ارتحال این روحانی مجاهد را به محضر امام زمان(عج) و بیت مکرم ایشان و رهبر معظم انقلاب تسلیت عرض می کنیم. |
|
|
رد صلاحیت ((رضا حجتي)) عضو موسس و رييس كميته اطلاعرساني حزب اعتماد ملي و عضو اسبق دفتر تحکیم وحدت، در نیمه شب سهشنبه توسط شورای نگهبان به اطلاع وی رسید. جالب اینکه صلاحیت حجتی پیش از این توسط هیئت اجرایی به تایید رسیده بود. گفتنی است رضا حجتی دارای مواضع معتدل و اصولی بوده و دارای انتقاداتی جدی نسبت به تندروی های دوران اصلاحات می باشد. خبر رد صلاحیت این جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس برای بسیاری از جوانان اصلاح طلب و به ویژه آن دسته از اصولگرایانی که با مواضع و مرام حجتی آشنایی دارند بسیار تعجب برانگیز بوده است. |
در روزهاي اخير برخي اخبار غيررسمي از پيشنهاد دكتر محمدرضا عارف براي كنار كشيدن كامل اصلاحطلبان از انتخابات حكايت داشت.|
|
خبر درگذشت احمد بورقاني چنان موجي از حزن و اندوه آفريد كه غروب نابهنگام عمر شريفش بر كرانه فرهنگ و ادب و سياست رنگي از بهت و ناباوري زد و سيل مشتاقان و خيل سوگوارانش را به درد نشاند. بورقاني از پيشكسوتان عرصه رسانه، فرهنگ و ادب و از خانواده شهيدي گرانقدر و خود شاهد صديقي بر روزگار خانواده قلم بود كه طبع مليح و روان حليماش ميراث مانده از وي بر دل اندوهگناني است كه يگانهاي از مردان نيكبنياد را از كف دادهاند. حضور موثر بورقاني در مجلس ششم در جايگاه منتخب مردم تهران و عضو هياترئيسه چنان ارزشمند بود كه چون گوهري درخشيد و جوهر كلام و قلم شيوايش بر جوهره مجلسي نقش بست كه با تعهد ديني و ميهني خود بر آرمان وفادار و بر اعتقاد استوار بودند. بورقاني صلابتنفس و سلامتطبع و سادهزيستياش چنان ثابت و صادق بود كه بر هر نيكآشنايي اميد ميدهد با نفخه روح بهشتي مملو و با آرزوي غفران سوگوارانش مأمن خواهد گزيد و باشد كه با اوليا و اوصياي الهي محشور گردد. از پروردگار عالم براي اين مرحوم مغفور آرزوي مغفرت و منزلت با برادر شهيد بزرگوارش داشته و اين ضايعه دلخراش را به كليه اصحاب فرهنگ و سياست و خانواده معززش به خصوص والدينش تسليت عرض مينمايم. ـ مهدی کروبی ـ ۱۵/۱۱/۸۶ |

با فرا رسيدن سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و ورود پرشكوه حضرت امام خميني(ره) پس از 15 سال تبعيد در سال 57 به كشور، اعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در كل كشور و برخي ديگر از چهرههاي علاقهمند به اين حزب، همراه حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي دبيركل اين حزب براي ميثاق مجدد با آرمانهاي حضرت امام(ره) و اداي احترام به بنيانگذار انقلاب در آرامگاه ايشان حاضر خواهند شد.
سخنگوي حزب اعتماد ملي از ديدار دبيركل و اعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با حجتالاسلام والمسلمين حسن خميني پس از مراسم تجديد ميثاق اين حزب با آرمانهاي بلند حضرت امام (ره) خبر داد.
وی خاطرنشان كرد: با فرا رسيدن سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و ورود پرشكوه حضرت امام خميني(ره) پس از 15 سال تبعيد در سال 57 به كشور، اعضاي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در كل كشور و برخي ديگر از چهرههاي علاقهمند به اين حزب، همراه حجتالاسلام والمسلمين مهدي كروبي دبيركل اين حزب براي ميثاق مجدد با آرمانهاي حضرت امام(ره) و اداي احترام به بنيانگذار انقلاب در آرامگاه ايشان حاضر خواهند شد.
گراميمقدم با اشاره به اينكه " پس از اين مراسم، دبيركل و اعضاي حزب اعتماد ملي در آرامگاه شهداي جنگ تحميلي و 72 تن و همچنين آرامگاه آيتالله طالقاني حاضر خواهند شد" گفت: پس از اين مراسم با حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني ديدار خواهيم كرد.
|
|
از همه عزیزان و علاقمندان و به ویژه اعضای محترم شاخه جوانان و دانشجویان حزب در سرتاسر نقاط کشور به علت تاخیر طولانی در به روز رسانی وبلاگ پوزش می طلبیم. با آرزوی روزهایی زیباتر و آرمانی برای شما عزیزان. |
|
|
پاک اندیش در گفتگو با ایسنا : اگر از سوي مهرورزان ده جور هم مورد بيمهري قرار بگيريم هرگز به آرمانهاي امام و رهبري و خون شهدا پشت نخواهيم كرد. |
عضو شوراي مركزي شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي تصريح كرد: حاملان جنبش دانشجويي ميبايست در بازسازي فرآيند رفتاري خود در عمل تلاش كنند و نشان دهند كه همانند طبقهي سنتي دينورز ايران سربازان پا به ركاب و جاننثاري براي حفظ آرمانهاي انقلاب ميباشند؛ چرا كه اگر بخواهند همانند طبقهي شبه متوسط جامعه عمل كنند آنگاه همانند برخي روشنفكرنمايان تنها تبديل به سياهلشكري كم توان و بيمسووليتي ميشوند كه در تمامي بزنگاههاي تاريخي غيبتي ناموجه را تجربه كردهاند.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) آرش پاكانديش گفت: سالگرد تشكيل بسيج مستضعفان، يادآور خاطرهي پر شكوه مجاهدتهايي است كه در دوران هشت سالهي دفاع مقدس، زيباترين جلوههاي ايثار همراه با نجابت و فروتني را توام با شجاعت و رشادت ترسيم كرده است. خاطرهي حضور جوانان پاك سرشتي كه شيران روز و زاهدان شب بودند و صحنهي نبرد با شيطان زر و زور را با عرصهي جهاد با نفس اماره به هم آميختند و جبههي جنگ را محراب عبادت ساختند.
وي افزود: در ميان آنان مرداني بودند كه محبت زن و فرزند و يار و ديار را در قربانگاه عشق الهي فدا كردند؛ خاطرهي انسانهاي بزرگ و كم ادعايي كه كمر به دفاع از ارزشهاي الهي بستند و از هيبت دروغين قدرتهايي كه براي حفظ فرهنگ و ارزشهاي جاهلي غرب به مصاف ارزشهاي الهي آمده بودند، نهراسيدند. آنان كه خود نامآوران بيشههاي خوف و خطر بودند و فرياد رسايشان كمر دشمن را ميشكست اينك گمنامترينند!
پاكانديش ادامه داد: تا آنجا كه به نيروهاي خودي مربوط ميشود، مهم آن است كه بدانيم بسيج بايستي نيرومند بماند و بتواند به وظيفهي خود براي حفاظت عمل كند، دولت آمريكا به عنوان بزرگترين دشمن انقلاب و نظام اسلامي، همه تلاش خود را روي فشار بر سپاه گذاشته است. تروريست قلمداد كردن سپاه و متمركز كردن فشارهاي مالي و تحريمها و تبليغات روي آن، همه با اين هدف انجام ميگيرد كه اين پايگاه مستحكم جمهوري اسلامي آسيب ببيند و راه براي نابودي نظام فراهم شود. بدون ترديد، در اين كار برخي از عناصر ورشكستهي داخلي و وادادگان سياسي كه محركهاي بيروني دولت آمريكا هستند نقش دارند، اما اطمينان داريم كه اگر از درون منسجم باشيم و عقلاي دو جناح و معتدلان اصلاحطلب و اصولگرا با حفظ وحدت كلمه دربارهي اين نيروي ملي و بنيادي اتفاقنظر داشته باشند، دشمن كاري از پيش نخواهد برد و روياي افراطيون غربزده تعبير نخواهد شد. عضو شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي تاكيد كرد: بر متوليان امروز بسيج فرض است كه تبادل فرهنگي با فرهنگهاي ديگر به منظور غني ساختن فرهنگ خودي، مبارزه با حس حقارت در مواجهه با فرهنگ بيگانه و نفي تعصب و حمايت عقلاني از هويت ديني را در دستور كار خويش قرار دهند.
پاكانديش گفت: ما اصلاحطلب واقعگراي خط امامي را در اين جمله خلاصه كردهايم كه اگر از سوي مهرورزان ده جور هم مورد بيمهري قرار بگيريم هرگز به آرمانهاي امام و رهبري و خون شهدا پشت نخواهيم كرد.
|
|
كروبي: *مقاومت مردم فلسطين موجب شد همه برتشكيل دولت فلسطين تاكيد كنند
رضا حجتی : *سازش و كوتاهي در مسالهي فلسطين، شكست بزرگي براي مسلمانان است. |
خطر «راشديسم» - سکانس دوم
بابك شيباني*
چه بسيار اتفاق افتاده است كه يك پديده و يا رويداد منحصر به فرد و محدود به مقطعي خاص، با دريدن حجاب زمان و انحصار مكان در قالب يك اصطلاح سياسي، خويش را بر فرهنگ مكتوب و يا شفاهي مردم يك سرزمين تحميل نموده است. نگارنده بر اين باور است كه تعبير «راشديسم» در فرهنگ و تاريخ سياسي-اجتماعي مردم بيرجند را مي توان از تلنگري براي به خاطرآوردن رويدادي غم انگيز در جريان انتخابات مجلس هفتم، به نمادي از يك تفكر و عملكرد و حتي مكتب خاص اعتقادي درميان برخي اصلاح طلبان اين منطقه تعميم داد. تفكري كه در ذات خود معتقد به نوعي خودبيني و ارزش پنداري افراطي است و در عمل اضمحلال دروني، اجماع گريزي، كينه ورزي و گروه محوري غير عقلاني را حتي به قيمت شكست «خودي هاي دگر انديش» و پيروزي «رقيبان سنتي» در ميان هواداران خود تئوريزه مي كند. تفكري كه در آن تمام آرمان هاي سياسي يك جريان، مصلحت هاي توسعه منطقه اي و كاميابي جمعي سياسي براي خدمتگزاري بي منت به مردم، پيش پاي استراتژي تماميت خواهانه «يا همه يا هيچ» متوليان آن مظلومانه ذبح مي گردد.
اما امروز، چهار سال پس از سزارين ناميمون اين تفكر و عليرغم رجاي توده تحول خواه مردم به توشه گيري بازيگران عرصه سياسي استان از اين اشتباه عبرت آموز، با كمال تأسف شاهد آنيم كه درست در آستانه انتخاباتي ديگر، بارقه هاي كم جان و رو به موت اين تفكر در حال جان گرفتن و زنده زايي مجدد است. به ويژه آن كه شايد همين خطر «راشديسم» و «راشديزاسيون» بهترين تعبيري باشد كه بتوان با آن فضاي احتمالي حاكم بر انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در خيمه اصلاح طلبان خراسان جنوبي را تفسير نمود. براي درك بهتر اين فضا بهتر است به مرور روزهاي سرد بهمن ماه 1382 و يادآوري خاطرات نه چندان دلنشين آن ايام بپردازيم، تا بتوانيم ضمن تقويت حافظه تاريخي خويش، درس هاي فراواني براي آينده فعاليت هاي خردمندانه سياسي گرفته و مواضع معقولانه تر و مصلحت گرايانه تري را براي پيمودن راه دشوار پيش رويمان اتخاذ نماييم.
بدون ترديد انتخابات نه چندان دور مجلس هشتم شوراي اسلامي فرصت مغتنم و بي نظيري براي استفاده از حداقل هاي دموكراسي در راه نهادينه كردن دوباره مردم سالاري، تزريق خوني تازه بر پيكره بي جان اصلاحات و خدمتگزاري عقلاني و با برنامه مدعيان اصلاحات اصيل به مردم اين سامان خواهد بود. مع الاسف براي بهره بردن از اين فرصت ناب قانوني، در كنار بسياري از مخاطرات احتمالي مانند دخالت نهادهاي نظامي، اعمال نظر مسئولين دولتي، ردصلاحيت هاي گسترده شوراي نگهبان، تاثيرگذاري سازمان هاي رأي هرمي و...، عدم رسيدن مجموعه محذوف اصلاح طلبان استان به يك نتيجه واحد و اجماع معقولانه بزرگترين خطري است كه پيروزي اصلاحيون و آرمان بزرگ خدمت بي ريا به مردم را در اين منطقه جغرافيايي از خاك ايران تهديد مي كند.
اما به راستي بن و پايه حقيقي اين معضل در كجاست و براي ريشه يابي و از بين بردن آن چه بايد كرد؟ به تعبيري ديگر بيماري واقعي اين جريان چيست و كدام مرض است كه در سال هاي ماضي او را اين چنين زبون و زمين گير كرده است؟ شايد پاسخ دادن به اين سؤال ساده و تلاش پيگير و خالصانه تمامي احزاب، تشكل ها و افراد تاثيرگذار منطقه براي شناسايي علت اين ناخوشي و درمان و مرتفع نمودن آن، به تعبيري مترادف با در آغوش كشيدن معشوق زيباي پيروزي در انتخابات مجلس هشتم، پس از چندين شكست پياپي و خودساخته، آن هم در فضايي دوستانه و به دور از حب و بغض هاي شخصي باشد.
وليكن متأسفانه آن چه امروز از فحواي كلام شماري از دوستان صاحب رأي و نمايندگان برخي احزاب پرنفوذ در داخل و خارج از استان استنباط مي شود، اين است كه نه تنها اراده اي براي درس گرفتن از اشتباهات گذشته، اجتناب از تفرقه و تشتت آراء و رسيدن به اجماعي حداكثري براساس خواسته هاي حداقلي، به منظور نيل به ظفرمندي و كاميابي در ميان تعدادي از دوستان اصلاح طلب وجود ندارد، كه حتي برخي فعاليت ها و اظهار نظرها از تقويت جبهه حاميان تفكر «راشديسم» و در نتيجه منتفي بودن احتمال اجماع، به قيمت شكستي ديگر و ناكامي بزرگتر در جبهه نيمه جان اصلاحات حكايت مي كند.
خاطرم هست چندي پيش «حسين مرعشي» سخنگوي شوخ طبع حزب كارگزاران سازندگي در گفتگو با «خبرگزاري مهر» با رد تعبيري مبني بر وجود «غضنفرها» در ميان اصلاح طلبان، مشكل اصلي اين جبهه را تعدد «مارادوناها» دانسته بود؛ تشبيهي كه حداقل در منطقه خراسان جنوبي بسيار ملموس و نزديك به واقعيت مي نمايد. چرا كه حقيقتاً بزرگترين مانعي كه امروز بر سر راه هم دلي و اجماع گروه هاي اصلاح طلب استان وجود دارد همين «مارادونا پنداري» برخي افراد و احزاب منتسب به اين جريان است. تجربه تلخ شكست تحقيرآميز انتخابات مجلس هفتم، لااقل مي تواند اين حسن را داشته باشد كه همواره چونان آونگي جلوي ديدگان ما قرار گرفته و چراغ عبرت آموز و راهنمايي براي برداشتن گام هايي مطمئن تر در راه روشن شده آتيه گردد، منوط به اينكه به تعبير قرآن كريم مردماني پندپذير و عبرت آموز باشيم.
براي اين مهم مي بايست با بررسي موشكافانه شكست هاي گذشته -كه از قضا در بسياري از موارد نه در برابر رقيب كه از لجاجت رفيق بوده است- بهترين و مناسب ترين راهكار دست يافتن به اجماع را ترسيم كرده و بر اساس شاخصه هاي معين و منطقي، «يك نفر» را به عنوان برآيند جريان اصلاح خواهي به مردم منطقه معرفي نمود. پيمودن بي دغدغه اين مسير مستلزم رجحان بخشي به ايده پيروزي يك «جريان» و يك «تفكر» در برابر انديشه انتخاب لجوجانه يك «فرد» است؛ و آن چه در اين مقطع مي بايست به عنوان برگ برنده نصب العين پيشآهنگان چنين جرياني قرار گيرد، همان انديشه اي است كه به تعبير «ماكس وبر» به كار بردن عقلانيت نظري (تناسب دليل و مدعا) و عقلانيت عملي (تناسب هزينه و فايده) در امر گزينش و شرط بندي روي افراد است؛ عقلانيتي كه مي تواند بر اساس نحوه تصميم سازي و به كار گيري، سرمنشاء كاميابي و يا ناكامي محتوم اين جريان فكري باشد؛ كه چنان چه به نيكي به خدمت منافع جمعي منشور اصلاحات درآيد همراه خوش مشربي تا مقصد مليح موفقيت خواهد بود و اگر مبناي عملكرد جز بر اين پايه شالوده افكني شود، نتيجه اي جز انشقاق بيش از پيش و شكست محتمل در كارزار انتخابات آتي نصيب نخواهد كرد. به بيان ديگر چنان چه شاخصه هاي انتخاب به جاي آن كه موارد معقول و خردپذيري از قبيل مقبوليت عمومي، سابقه مفيد سياسي، عملكرد مثبت قبلي و... را شامل گردد، با غرض ورزي به سمت توهماتي چون سرقفلي بودن رأي مردم منطقه براي اعضاي يك خانواده و يا «ارزش» دانستن ناكامي در انتخابات به منظور «جلوگيري از پيروزي اصلاح طلبي كه دوستش نداريم»، سوق پيدا كند، فرجامي جز فرصت سوزي، عدم كاميابي و به هدر رفتن انرژي يك جريان اصيل را متصور نخواهيم بود.
در هر صورت چه بخواهيم و چه نخواهيم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در پيش است و تنها روزنه اميد اصلاح طلبان منطقه براي نيل به پيروزي در اين ماراتن سنگين، آن هم در مصاف با رقباي آماده اصولگرا كه از سال هاي گذشته استارت فعاليت هاي گسترده خود را زده اند، تنها و تنها و تنها «ائتلاف» حداكثري با مطالبات حداقلي است و براي اين مهم مي بايست بر روي كانديداهايي كه از ابتدا كليات اجماع بر مبناي شاخصه هاي معين را پذيرفته اند سرمايه گذاري نمود و درقبال منتسبان به اين جريان كه در رؤياي بازآفريني دوباره سناريوي «راشديسم» با همان گروه كارگرداني و اين بار بازيگراني جديد، به سر مي برند و از همين امروز «مارادوناوار» بر طبل تك روي و دريبل زدن دوستان مي كوبند سياست اقناع به اجماع و يا در نهايت حذف از مجموعه را در پيش گرفت.
مرحوم دكتر عبدالحسين زرين كوب درباره سنت هاي تاريخ تعبير زيبايي دارد. آن جا كه با نصيحتي پدرانه انذارمان مي دهد: «اين تاريخ نيست كه تكرار مي شود، بلكه خطاي آدميان است كه از تاريخ درس نمي گيرند.»
والعاقبه للمتقين
*عضو شوراي مركزي و مسئول كميته فرهنگي، اجتماعي حزب اعتماد ملي منطقه استان خراسان جنوبي
|
|
|||
![]() |
|
حسن روحاني نميتواند سرليست اصلاحطلبان باشد
خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي گفت: حسن روحاني نميتواند سر ليست اصلاحطلبان باشد.رضا حجتي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در خصوص خبرهايي مبني بر سرليست بودن حسن روحاني، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي گفت: به نظر من حسن روحاني سرليست اصلاحطلبان نيست و نميتواند باشد، زيرا روحاني از اعضاي جامعه روحانيت مبارز است.
حجتي در ادامه افزود: جرياني كه ما به نام دوم خرداد و اصلاحطلب ميشناسيم هرگز در پي سرليستي حسن روحاني نبوده است.
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در خصوص كانديداهاي مورد نظر اعتماد ملي براي سرليستهاي اصلاحطلبان گفت: چهرههايي چون محتشميپور، منتجبنيا، انصاري گزينههايي هستند كه ما در پي سرليست شدن آنها در انتخابات آتي هستيم.
![]() |
در هر عرصهاي كه احساس كنم نظام به وجود بنده براي خدمت به مردم نياز دارد وارد ميشوم |
![]() |
|
|
محتشميپور عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز درباره احتمال كانديداتوريش در انتخابات مجلس هشتم گفت: در هر عرصهاي كه احساس كنم نظام به وجود بنده براي خدمت به مردم نياز دارد وارد ميشوم و برايم تفاوتي نميكند كه در انجام اين خدمت در مجلس باشم يا در جايي غير از مجلس. حجتالاسلاموالمسلمين سيدعلياكبر محتشميپور در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره اظهارات اخيرش مبني بر اينكه عامل شكست اصلاحطلبان را ديكتاتوري حزبي خوانده بود، خاطرنشان كرد: به قول طلبهها ضمير مرجع خود را پيدا ميكند؛ وقتي كه صحبتي شد طبيعتا آنها كه مورد نظر بودند خودشان فهميده و ميدانند كه چه كار كردهاند و چگونه بودهاند؛ بنابراين نيازي نيست كه به صراحت بيان شود. وي در عين حال با بيان اينكه " بنده تنها يك عامل را باعث شكست اصلاحطلبان نميدانم بلكه عوامل متعديد وجود داشت" اظهار كرد: بايد مردم را به عنوان ركن اصلي سرنوشت و نظام تلقي كرد و تمام فكر و انديشه و برنامهمان آن چيزي باشد كه مردم ميخواهند و دنبال ميكنند، نه آن چيزي كه در جلسات حزبي مطرح ميشود و اهداف مناسي به بدنه جامعه ارائه شود. محتشميپور خاطرنشان كرد: از آنجا كه مردم داراي درك و شعور سياسي بالايي هستند هنگامي كه ميبينند به جاي توجه به مطالبات، اهداف، خواستهها و مرامشان، اهداف حزبي پياده و به نام مردم تحميل ميشود، واكنش نشان ميدهند كه اين خود يك نوع ديكتاتوري حزبي است كه واكنش مردم هم منفي خواهد بود. اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز درباره اخباري مبني بر تشكيل جبهه مستقل از سوي برخي براي انتخابات گفت: اصلاحطلبان يك مجموعه منسجم و يكپارچه با حدود و ثغور مشخص نيستند، احزاب و گروهها بايد حد و مرز انديشه، سياست، تفكر و برنامههاي خود را بيان كنند؛ چراكه آنگاه مشخص ميشود چه كسي اصلاحطلب است و چه كسي اصلاحطلب نيست و ميزان نزديكي و دوري گروهها و احزاب كه به نام اصلاحات هستند چه قدر است. اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز درباره برنامههاي اين تشكل روحاني در انتخابات مجلس هشتم نيز اظهار كرد: جلساتي در مجمع برگزار و در مورد انتخابات بحث و بررسي ميشود كه قطعا بعد از نتيجه گرفتن اعلام خواهد شد.
![]() |
در دیدار شاخه دانشجویی حزب اعتماد ملی با سید علی اکبر محتشمی پور مطرح شد: اصلاحات نیازمند به حضور افرادی است که ریشه درانقلاب دارند |
حجت الاسلام و المسلمين محتشمي پور در ديدار با شاخه جوانان و دانشجويان حزب اعتماد ملي تاكيد كرد : همان طور كه امام (ره) فرمودند مجلس در راس امور است بنابراين در نظام جمهوري اسلامي اهميت مجلس شوراي اسلامي به مراتب از ساير قوا بيشتر است و در اين كشور بايد قانون و نه اشخاص حكومت كنند.از اين رو اگر بتوانيم به اين نكته كه حكومت ما براساس حاكميت قانون است برسيم آنگاه در مقابل نكته تكامل خود رسيده ايم.عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اين كه در حكومت علي(ع) فقط قانون حكومت مي كرد، خاطرنشان كرد: ما مي گوييم پيرو علي(ع) هستيم و اين در حالي است كه در حكومت علي(ع) فقط قانون حكومت كرده و حاكميت قانون تا آنجايي بود كه هنگامي كه فردي يهودي از حضرت علي(ع) شكايت كرد و ايشان را به دادگاه كشيد اين حضرت خواستار شد كه هر دو به طور مساوي در كنار هم نشسته و قاضي بين آنها حكميت كند و حتي هنگامي كه قاضي قصد احترام بيشتر به علي بن ابي طالب را داشت حضرت علي(ع) براي اين تمايز قائل شدن اعتراض كرد.....ادامه مطلب
|
| ||||
|
رئیس شاخه جوانان حزب اعتماد ملی از معرفی نامزدهای مورد نظر این شاخه برای قرار گرفتن در لیست نهایی حزب در انتخابات مجلس هشتم در تهران، مراکز استان ها و شهرستان ها به ستاد انتخابات مرکزی این حزب خبر داد. | ||||
|
روح الله اوحدی رئیس شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: با توجه به اینکه در حزب اعتماد ملی تمامی ارکان حزب می توانند نامزدهای مورد نظر خود را به ستاد انتخابات مرکزی حزب معرفی کنند ما نیز نامزدهای مورد نظر خود را در تهران، مراکز استان ها و شهرستان ها به این ستاد معرفی کرده ایم. وی افزود: نامزدهای مورد نظر ما چهره ها و شخصیت های جوان که می توانند مطالبات جوانان را در مجلس نمایندگی کنند شامل می شود، البته ما تابع نظر ستاد انتخابات مرکزی هستیم ولی با چانه زنی و رایزنی تلاش می کنیم که نامزدهای پیشنهادی ما نیز در لیست نهایی اعتمادملی در انتخابات مجلس هشتم قرار گیرد. این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه داد: تمامی سعی و تلاش ما در جهت پرشور شدن انتخابات و نظم بخشیدن فعالیت های انتخاباتی جوانان است که آنها بتوانند به صحنه بیایند و انتخابات خوبی برای نظام و کشور برگزار شود. اوحدی سپس از کم توجهی سران اصلاح طلب به جوانان انتقاد کرد و تصریح کرد: انتظار عمومی از اصلاح طلبان این است که نگاه جدی تری به جوانان و نسل سومی ها داشته باشند، همانگونه که حضرت امام(ره) به نسل دوم اعتماد کرد و بسیاری از عرصه های مدیریتی را به نسل دوم واگذار کرد ما نیز از نسل دوم انتظار اعتماد به نسل سوم را داریم. وی افزود: من معتقدم در اصولگرایان این اتفاق افتاده است و آنها با به میدان آوردن جوانان توانستند شور و نشاطی را به بدنه نیروهای حامی خودشان بدهند اما متاسفانه در جریان اصلاحات ما شاهد این وضعیت نیستیم، هر چند که سران اصلاح طلب شعارهای خوبی در جوانگرایی و توجه به جوانان مطرح کرده و می کنند اما در عرصه عمل و تشکیلات و انتخابات ها این جوانگرایی را به صورت علمی شاهد نبوده ایم. رئیس شاخه جوانان حزب اعتماد ملی تاکید کرد: این کم توجهی اصلاح طلبان به جوانان ضعف بزرگی برای آنها محسوب میشود که امیدواریم نگاه آنها به جوانان تقویت شود و عرصه را برای حضور جوانان خوشفکر را در انتخابات مجلس هشتم مهیا کنند که اگر اینگونه شود قطعا زمینه برای شور و نشاط انتخاباتی بیشتر فراهم خواهم شد. این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه به فعالیت های شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی اشاره کرد و گفت: این شاخه فعالیت های خود را در سه سطح پیگیری می کند، سطح اول در جهت ارتباط با تشکل های دانشجویی در دانشگاههای مختلف، سطح دوم ارتباط با جوانان و سازمان های غیردولتی مختلف و سطح سوم ارتباط با دانشجویان و جوانان همفکر و معقتد به اندیشههای خط امام در استان ها و شاخه های دانشجویی و جوانان است. روح الله اوحدی در پایان اظهار داشت: شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتمادملی در 30 استان کشور دارای شورای شاخه است و این شاخه فعالیتهای خود را روز به روز گسترش خواهد داد. | ||||
ايسنا: نشستي با موضوع "دفاع از جامعه دانشگاهي " با حضور عليمحمد حاضري دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها و عضو هيات علمي جامعه شناسي دانشگاه تربيت مدرس، نجفقلي حبيبي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها، مرتضي احمدي عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس و غلامرضا ظريفيان معاون فرهنگي وزارت علوم سابق در دفتر انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها برگزار شد.
بعضي نسبتها که به دانشگاه داده ميشود بسيار مبتذلانه است
نجفقلي حبيبي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها با ابراز تاسف از برخوردها و اظهار نظرهايي كه از سوي برخي نسبت به جامعه دانشگاهي صورت ميگيرد، گفت: حمله به دانشگاه و شكستن حرمت آن حادثهاي است كه هر از گاهي تكرار ميشود؛ هرچند امكان دارد حملههاي پيش آمده متفاوت باشد، اما ماهيت موضوع يكي است؛ بنابراين توجه مصلحان جامعه، علما، روشنفكران و... به بعضي از نكات محيط دانشگاه بسيار ضروري است. وي افزود: متاسفانه ما شاهديم بعضي از حرفهايي كه نسبت به دانشگاه و محيط آن زده ميشود بسيار مبتذلانه است. اين مجموعهها بايد توجه داشته باشند كه جوانان ما بزرگترين سرمايههاي كشور هستند و در عصري كه دارايي مهمترين اصل پيشرفت است، نبايد دانايان را با لقبهايي به بي ديني، بيگانه پرستي و... لقب بدهيم و اينگونه به انقلاب ضرر بزنيم. وي افزود: از نظر امام خميني(ره) دانشجويان سرمايههاي ملي، آيندهساز و يكي از پايههاي اصلي نظام هستند؛ بنابراين حفظ اين سرمايه بر همه واجب است واگر خطايي به وجود ميآيد بايد با خردمندي فكري آن را به حداقل رساند نه آنكه وجهه مشخص، فساد اخلاقي به دانشگاهها بدهيم.
برخوردهاي نادرست با دانشجويان، تداوم رويارويي با امام(ره)
عليمحمد حاضري دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها گفت: آنهايي كه امروز دانشگاهيان را مورد تهاجم قرار ميدهند، همان جرياني هستند كه قبل از انقلاب تفكرشان با انديشه امام(ره) زاويه داشت. وي افزود: شهيد بهشتي و امام خميني(ره) خطر اصلي را متوجه جريانات دانشگاهي ميدانستند و در مقابل كساني حركت ميكردند كه دانشگاه را مورد تهاجم قرار ميدادند. برخوردهاي نادرست با دانشجويان، تداوم انديشه رويارويي با امام(ره) است در حالي كه امروز اسمش را دفاع از انديشهي امام(ره) و راه او ميگذارند اما به واقع به هيچ عنوان با روحانيت خط امام(ره) و ديدگاه ايشان همراه نيستند. دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها خاطرنشان كرد: اگر كسي ادعايي درباره دين دارد، بايد موارد موثق را نشان دهد و تنها براساس پايههايي نابهجا، صحبتهاي نادرست مطرح نشود؛ چراكه جامعه دانشگاهي پايه و اساس اين كشور است.
كساني كه به تاريخ توجه نميكنند مجبور به تكرار آن هستند
همچنين معاون دانشجويي وزير سابق علوم با بيان اينكه دانشگاه در دفاع از انقلاب اسلامي نقش ويژهيي داشته است گفت: فرهيختگان نوع برخوردشان با عوام فرق دارد و اگر دانشجويان ما بيحرمتي ديدند، دچار نوعي سكوت پنهان ميشوند. غلامرضا ظريفيان يادآور شد: با مرور بر سال 75 ميتوان به اين نتيجه رسيد كه فضاي سياسي دانشگاهها دچار ركود سنگيني شده بود اما پس از سال 76، انفعال دانشگاهها با شروع اصلاحات به نشاطي پرمهيج تبديل شد. وي با اشاره به واقعه كوي دانشگاه بيان كرد: در سال 78 اتفاق تلخي به وجود آمد كه تمام مسوولان مختلف نظام به تلخي از آن ياد ميكنند؛ كوي دانشگاه محصول دو امر بدبيني و سوءظن نسبت به نهاد دانش بود كه اين نگاه به قشرهاي مختلفي از دانشگاه تزريق ميشد. اين عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها افزود: عدهاي اصلاحات را يك پروسه نميديدند بلكه آن را پروژهاي ميدانستند كه پايگاه آن در دانشگاه وجود دارد، ما شاهد بوديم كه اين ديد منجر به حادثه تلخ 18 تير بود برخوردهاي تندي كه با دانشجويان صورت گرفت و از سوي ديگر بي تدبيري كه در بخشي از نيروهاي انتظامي وجود داشت، منجر شد كه آن بي تدبيري و آن بدبيني تبديل به فاجعه 18 تير شود. اين عضو هيات علمي دانشگاه تهران تاكيد كرد: كساني كه به تاريخ توجه نميكنند مجبور به تكرار آن هستند؛ اظهار نظرهايي كه بسياري از روشنفكران انجام دادند، نشان از آن دارد كه در حال حاضر سوءظن و بي تدبيري نسبت به محيط دانشگاه به وجودآمده و اين نوع اظهارات و برخوردها امكان دارد عواقب تلخي را براي جامعه دانشگاهي ما مجددا رقم بزند.
دانشگاه هم راستا با انقلاب اسلامي به پيش رفته است
مرتضي احمدي عضو انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها در اين نشست گفت: همخواني دانشگاهها با حركت انقلاب و نقش مهم آن براي رسيدن به آرمانهاي انقلاب اسلامي بسيار روشن و آشكار است. افزود: حركت انقلاب اسلامي با راهبري حضرت امام خميني(ره) آغاز و دانشگاه در تمامي مقاطع هماهنگ و هم راستاي ايشان پيش رفت. حركتهايي كه از سوي دانشگاهيان چون لانه جاسوسي، انقلاب فرهنگي و... ايجاد شد، تعميق مباحث علمي دانشگاه را به دنبال داشت. وي ادامه داد: دانشگاه هم راستا با انقلاب اسلامي به پيش رفته و نه تنها مشكلي نداشته بلكه تشديد كننده انقلاب اسلامي بوده است، همين دانشگاهي كه امروز در حال حاضر مورد تهاجم قرار ميگيرد در گذشته مورد تاييد امام(ره) بوده و دانايي محوري يكي از نكاتي بود كه امام خميني(ره) همواره بر روي آن تاكيد داشتند.
دو محور حوزه و دانشگاه از بعد از انقلاب توانستند بسيار درست با يكديگر هم گام باشد. در جوامع خارجي و غيرايراني تنها يك محور دانايي آن هم دانشگاه است كه ميتواند در محيط اجتماع نقش داشته باشد اما در جامعه سنتي و مذهبي دو محور حوزه و دانشگاه درنظر گرفته شده است و دانشگاه باعنايت به دانايي محوري توانست شعار حوزه و دانشگاه را مطرح كند و اين دانشگاه بود كه اين شعار را داد نه حوزه. وي با بيان آنكه " حركتهاي تحولآفرين و مبنايي و فرهنگي از دانشگاه آغاز شده است" گفت: متاسفانه گروههايي در جامعه وجود دارند كه نميخواهند فعالان دانشجويي پويا باشند و كار موثري انجام دهند.
رضا حجتي عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي از زبان فردي كه ناظر بر حوادث كوي دانشگاه و شكلگيري واقعه 18 تير بوده است، سخن گفت. وي گفت: <اگر ملتي تاريخ خود را نخواند حوادث و اتفاقاتي كه رخ داده دوباره تكرار خواهد شد، بنابراين بايد به اطلاعرساني درباره وقايعي كه در گذشته رخ داده بپردازيم.وي با تاكيد بر اينكه بايد بيش از يك بار در سال حوادث تاريخي به ويژه مسائل دانشجويي را بررسي كرد گفت: عدم اين كار، باعث شده منابع ما از فعاليتها و حركتهاي دانشجويي بسيار كم باشد كه همين امر يكي از نقاطضعف حركتهاي دانشجويي است.وي افزود: <عدم وجود منابع از حركتهاي دانشجويي سبب ميشود كه دانشجويان ما حركت خود را از نقطه صفر شروع كنند و تجربه گذشتگان را مدنظر قرار ندهند. به عنوان مثال ما ميگوييم كه چمران و بازرگان در دانشگاه بودهاند ولي هيچگاه تصور درستي از آنها نداريم، البته خود ما در اين ماجرا مقصريم كه تاريخ را مكتوب نميكنيم هرچند كه زمينه مناسبي براي اين وقايعنگاريها وجود ندارد.>حجتي به عنوان شاهد شكلگيري واقعه 18 تيرماه 78 به يادآوري عوامل شكلگيري آن پرداخت و گفت: <تا خرداد 76 كه سيدمحمد خاتمي به رياستجمهوري برگزيده شد كسي او را نميشناخت و حتي گروههاي اصلاحطلب هم چهرههاي اصلاحطلبي چون ميرحسين موسوي و كروبي را براي كانديداتوري در انتخابات مطرح ميكردند ولي عدم حضور آنها در انتخابات باعث شد تا در نهايت خاتمي دعوت گروههاي چپ كه در راس آنها دفتر تحكيم وحدت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و مجمع روحانيون مبارز قرار داشتند را بپذيرد و وارد انتخابات شود و با راي بالايي كه كسب كرد، شوك ناگهاني را در انتخابات خرداد 76 وارد سازد.>
|
شايد زماني كه دوم خرداد 76 به وقوع پيوست، هيچكس نميتوانست در خصوص جايگاه و وضع 10 سال بعد هر كدام از فعالين جنبش اصلاحات، به گمانهزني بپردازد، اما به هر ترتيب اكنون 10 سال از آن روزهاي پرشور گذشته است و جايگاهها با مرور زمان آشكار شدهاند؛ مردم درهالهاي از نااميدي در گوشهاي، اصلاحطلبان يا به كار قهر و نقد مردم و يا در تلاش براي بازگشت به قدرت و بدنه اجتماعي مصر بر فعاليت سياسي چند پاره؛ يكي در ايالات متحده و ديگري در كنج خانه و سومي كماكان در مبارزه با وضعي كه حتي خودش نيز به درستي نمي دانست چه جايگزينش نمايد و چه بسا اكنون نيز نمي داند. |
وضعيت فعالين دانشجويي اما به مراتب اسفناك تر از اين است؛ عدهاي در تكاپو براي احياي اجراي حكم اعدام آغاجري و انقلاب فرهنگي و عدهاي ديگر در آرزوي فشار از بيرون و فروپاشي از درون و البته بدنه دانشجويي نيز بي تفاوت سرگرم رتق و فتق امور جاريه خويش ميباشد.
شايد تاريخ صد و اندي ساله اخير ايران تا كنون چنين سردرگمي و گيچي و تناقض و ركودي را به خود نديده و از همين روست كه نگاهي دوباره به ماوقع، ممكن است راهگشاي راه پيش رو باشد.
از ميان تمامي فعالين سياسي اجتماعي ايراني، دانشجويان در هر برههاي، نقشي اساسي و ماندگار را ايفا نموده اند و اصلاحات، يكي از همان دست برهههاي تاريخي ايران امروز ميباشد؛ اينكه فعالين دانشجويي منتسب به اصلاحات، چه كردند و چه راهي را پيمودند، بي شك يكي از مباحثي است كه پرداختن بدان، تجربيات گرانبهايي را پيش رو خواهد گذاشت.
|
|
كروبي با اشاره به سخنان اخير احمد جنتي مبني بر ذكر داستاني از خواب و نذر و نياز براي راي دادن مردم روند انتخابات نهمين دوره رياستجمهوري را يادآور شد و در اينباره گفت: هرچند كه من نميخواستم قضاياي گذشته را يادآوري كنم ولي اظهارات اخير آقاي جنتي من را بر آن داشت كه بگويم اگر قرار است خوابي نقل شود بايد خواب يك ساعته من نقل شود كه در طول آن اتفاقات بسياري افتاد. |
كروبي در واكنش به سخنان جنتي:
نميتوان حكومت را با خواب اداره كرد
دولت نهم استراتژي فرهنگي ندارد

حال كه دو سال از پيروزي تفكر موسوم به اصولگرا ميگذرد، با اين استدلال كه روزنامهها در يكي از كاركردهاي خود، پل ارتباطي مردم با دولتمردان و مسوولان به حساب ميآيند، بر آن شديم كه نمره مشخص و معيني در خصوص عملكرد دولت نهم در دانشگاهها در بازهاي از صفر تا 20 از فعالان دانشجويي بگيريم. به اين ترتيب بود كه به سراغ 10 تن از موثرين جنبش دانشجويي رفتيم و جداي از شنيدن انتقادات، پيشنهادها و حرفهايشان، اعدادي را در راستاي <سنجش ميزان موفقيت دولت در عرصه دانشگاهي و دانشجويي> طلب كرديم تا بتوانيم با جمعبندي آنها، ميانگيني را در اختيار عموم و البته مسوولان دولتي قرار دهيم؛ ميانگيني كه خود بدون هيچ نقد و تحليل اضافهاي، بيانگر ميزان رضايت تشكلهاي دانشجويي فعال (كه نمايندگان اكثر آنها در گفتوگو ي حاضرحضور دارند)، ميباشد: حسين زارع (عضو شوراي مركزي انجمن اسلاميدانشگاه تهران و علوم پزشكي- :)7 - يونس رشيدپور (نايب دبير انجمن اسلاميدانشگاه شهيدبهشتي- :)8 - عليرضا فرخي (دبير انجمن اسلاميدانشگاه تربيت مدرس- :)5/9 - عليرضا ذاكري (دبير انجمن فرهنگ و سياست دانشگاه شيراز- :)12 - امير حبيب دوست (دبير سابق انجمن اسلاميدانشگاه گيلان- :)12 - مصطفي طلوعي (سخنگوي شوراي احياي دفتر تحكيم وحدت- :)13 - امير جليلنژاد (دبير اجرايي جنبش عدالتخواه دانشجويي- :)5/13( -مشروط بر اينكه نمره دولت آقاي خاتمي10 يا 11 و دولت آقاي هاشمي زير 10 باشد- ) مهدي واحدي (مسوول بسيج دانشجويي دانشگاه علامه طباطبايي- :)15 - علي رمضاني (مسوول سابق بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي- :)16( -در حالي كه يك سوم همين نمره را به دولتهاي گذشته نميدهد- ) مجتبي سلطاني (قائم مقام سابق جامعه اسلاميدانشجويان كشور- :)18- مجموعهاي كه در زير ميآيد، پاسخ يازده تن از فعالين جنبش دانشجويي است به اين سوال: <عملكرد دولت در دانشگاهها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟>.................
در 8 سال دوران توسعه سياسي، برخي احزاب و كلوپهاي قدرت جبهه دوم خرداد، با ديدي ابزارگونه به جنبش دانشجويي نگريستند و لذا كار را به آنجا رساندند كه نوعي انفعال، وازدگي و سكوت را به بخشي از اين جنبش تحميل كردند
![]() |
آرش پاک اندیش: به عنوان روشنفكران جوان، تحصيلكردگاني متعهد هستند كه از كنار هيچ مساله اجتماعي، فرهنگي و سياسي به سادگي نميگذرند و در كنار تحصيل داراي تعهد دروني نسبت به مسائل مهم جامعه خويش و جامعه جهاني هستند.
در نتيجه، جنبش دانشجويي به عنوان بخشي از بدنه روشنفكري جامعه، سياسي بيرون از سياست است يعني خود را موظف به موضعگيري و جانبداري ميداند ولي نه جانبداري از يك حزب يا گروه خاص و عنواندار، بلكه موضع آن عدم تعلق و وابستگي به هيچيك از جريانات و گروههاست، حتي گروههايي كه در راستاي آرمان آنها عمل ميكنند. جنبش دانشجويي بسان يك جنبش روشنفكري بر مفاهيمي كليدي نظير آزادي، عدالت، حقوق بشر و... تاكيد داشته و تحقق آنها در جامعه را مطالبه ميكند. به اين ترتيب اين جنبش به عنوان زيرمجموعه جامعه روشنفكري، تابع زير و بمهاي آهنگ حركت روشنفكري در جامعه است، خصوصا آنكه بهطور معمول بخشي از ايدئولوژي اين جنبش وامدار بدنه روشنفكري بوده است. در ميزان وابستگي جنبش دانشجويي به فضاي روشنفكري، جامعه همين بس كه ميتوان به راحتي ادعا كرد كه براي كنترل آن كافي است حركت روشنفكري كنترل گردد. تب جامعه روشنفكري، ضعف جنبش دانشجويي و ضعف حركت روشنفكري تشنج جنبش دانشجويي را به همراه خواهد داشت. هرچند كه الزاما اين رابطه براي هميشه يكسويه نبوده است. جنبش دانشجويي نه تنها يك نيروي تحولخواه و تغييرساز بلكه يك مجموعه انقلابي اصيل محسوب ميشود. فعالان اين جنبش انقلابيون اصيل اين طبقه انقلابي به حساب ميآيند. به عبارت ديگر نيروهاي جنبش دانشجويي نيروهاي انقلابي در جوامع در حال توسعه هستند. قلب انقلابها در جوامع در حال توسعه در قلب جنبش دانشجويي آنها ميتپد. شرايط سني، زندگي جمعي، فرصتهاي مطالعه و خصوصا مباحثه و مناظره در كلاس و خوابگاه و... نيروي دانشجويي و جنبش آنها را كاملا مستعد انقلاب ميسازد. در 8 سال دوران توسعه سياسي، برخي احزاب و كلوپهاي قدرت جبهه دوم خرداد، با ديدي ابزارگونه به جنبش دانشجويي نگريستند و لذا كار را به آنجا رساندند كه نوعي انفعال، وازدگي و سكوت را به بخشي از اين جنبش تحميل كردند. فعاليت سياسي و اجتماعي دانشجو بايد در عين درونزايي به هيچ عنوان تابع اغراض و اميال سياستمداران بيرون از دانشگاه قرار نگيرد. اگر اين گروهها در جايگاه سكانداري فكر و عمل مجامع دانشجويي قرار گيرند سعي خواهند كرد اين حركت را در قالب و خواستههاي خود شكل دهند. متاسفانه دانشگاه و جنبش دانشجويي در ايران همواره از اين موضوع رنج برده است. براي احزاب و تشكلهاي بيروني استفاده از اين منبع پرنشاط و كانون متراكم انرژي، رويايي است كه همواره در فكرش ميباشند. جنبش دانشجويي بايد به بازتعريف جايگاه نسلي خود بپردازد و براي اين كار بايستي بهدنبال اشكال جديد حضور اجتماعي باشد. از جمله دلايلي كه امروز غيبت اين راهكارها در عرصه عمومي بيش از هر زمان ديگري احساس ميشود، تعريف و اعتبار تغيير را در گرو سياست و فعاليت سياسي دانستن بوده است. تعيين چشماندازهاي بلندمدت سياسي و اجتماعي و غيرقابل دسترس كه بنا بر تعريف وظيفه احزاب است، از حوزه اختيارات و تواناييهاي اين جنبش خارج است و اينكه تحت نام آموزش كار سياسي تبديل شدن به شاخه جوانان احزاب را از جمله وظايف جنبش دانشجويي بدانيم از جمله راهكارهاي بيهوده و انحرافي است. متاسفانه در سالهاي اخير تاثيرپذيري برخي از عناصر اين جنبش از بيگانه و القائات خارج از كشور به آنان و همچنين برخوردهاي شديد با جنبش دانشجويي توسط بخشهايي از حاكميت، طيفي از نسل جوان و دانشجويان وطنپرست كشور را نسبت به اين جنبش فاقد اعتبار و اعتماد كرده است، لذا بازسازي اين شرايط و جلب اعتماد دوباره نسل سوم كشور به جنبش دانشجويي به ايجاد چند تحول در اين جنبشنياز دارد. با توجه به گذشته پر نوسان اين جنبش، شناسايي آسيبها و چالشهاي حال و آينده ميتواند در تدوين راهكارهاي عملي و علمي اهميت بسزايي را دارا باشد. به طور كلي آسيبهايي كه اكنون جنبش دانشجويي ايران با آن روبهروست، عبارتند از: سطحينگري، ابزار دست احزاب و جريانات شدن، انفعال و ركود، عدم بصيرت، عدم احساس مسووليت در قبال جامعه، تلاش براي كسب قدرت، فاصله گرفتن از پيكره دانشجويي و...
در بخش عمده تاريخ جنبش دانشجويي، اين قشر به عنوان چشم بيناي جامعه عمل كرده است. به بيان عميقتر، در دهه 30 جنبش دانشجويي از خواسته مردم پشتيباني نمود و با آغاز نهضت امام خميني (ره)، دانشجويان در كنار امام و با پيروي از ايشان، به حمايت از مردم در مقابل با رژيم ستمشاهي پرداختند. خود اين مساله نشان ميدهد هرگاه جنبش دانشجويي به مردم بپيوندد، به هويت واقعي و تاريخي خود، كه حمايت از مردم بوده است، نزديك ميشود. به اميد روزي كه بينش و آگاهي جديدي در جامعه دانشجويي كشور پديد آيد تا بار ديگر جنبش دانشجويي به انسجام گذشته خود در پاسداري و پشتيباني از آرمانهاي سياسي و ديني برگردد.
شريعتي آرزوي نفس كشيدن در آزادي را داشت
شخصيت شريعتي در گذر اين سالها، هميشه محل نقد بسياري بوده است و اينگونه انتقادات، عموما از ديدگاههاي ناهمگون با هم نيز مطرح شده است، همانطور كه تعريف و تمجيدها از دكتر، مختص به دسته خاصي از متفكرين نبوده و نيست. ميخواستم بحث را از همين نقطه شروع كنيم؛ جناب دكتر نقد شريعتي را تا چه حد مفيد ميدانيد؟
در تاريخ بشري هيچ انساني نبوده كه قابل نقد نباشد، حتي در عقايد ما شيعيان كه 14 نفر را معصوم ميدانيم، خود معصومين تاكيد خاصي روي <نصيحت> داشتهاند؛ نصيحت در اصطلاح آن روز به معناي انتقاد خيرخواهانه بوده است. اگر با اين نگاه به موضوع بنگريم، صرف نقد و انتقاد، نهتنها باعث ضعف انسان نيست، بلكه موجبات تكامل وي را فراهم ميكند، زيرا هر فردي در شرايط خاصي قرار داشته و ساخته همان شرايط و عوامل خاص نيز ميباشد. از اين جهت انسانها قالبي نيستند كه بتوان در موردشان گفت كه ميبايستي بدين شكل باشند و يا به اين چيز فكر كنند و يا بدين ترتيب رفتار نمايند تا قابل انتقاد باشند يا نباشند.
اصولا نقد، امري بسيار طبيعي و مفيد و باارزش است، البته به شرطي كه به همان معناي ابتداي بحث (يعني نصيحت و نقد خيرخواهانه) به كار گرفته شود، نه اينكه به دنبال مچگيري و يا مردود دانستن چيزي پيش از بيان كمبودها و ايراداتش باشيم.
موضع شخص دكتر شريعتي در قبال انتقاداتي كه ميشد، چه بود؟
اتفاقا او در زمان حيات خودش از نقد استقبال ميكرد.بعد از حياتش هم طرفدارانش
به اعتقاد رضا حجتي، عضو سابق دفتر تحكيم وحدت نه تنها تشكلهاي دانشجويي بلكه تمامي نهادهاي مدني در جامعه بايد به رسميت شناخته شوند.
حجتي در گفتوگو باايسنا به نفي هرگونه برخورد با روحيه پرسشگر و نقادانهي دانشجو پرداخت و خاطرنشان كرد: هيچگاه نبايد براي محقق، مادام كه در چارچوب روشهاي علمي فعاليت ميكند محدوديتي ايجاد كرد و ايجاد چنين محدوديتي نفي اصل دانشگاه و تبديل اين مكان به كلاس و محلي براي تربيت يكسويه و يك طرفه خواهد بود.
وي درعين حال افزود: مقتضيات سياسي جامعه ما ايجاب ميكند كه دانشجويان ملاحظه مسائل اعتقادي و ارزشي جامعه و منافع همچنين امنيت ملي را داشته باشند.
حجتي در خصوص طرح بحث انقلاب فرهنگي دوم از سوي برخي اين طرح را يادآور حركت چين در دههي 70 و دوران مائو دانست و ابراز عقيده كرد: انقلاب فرهنگي مادامي كه رويكردي سلبي و نه اثباتي دارد ضررهايي كه خواهد آفريد بيشتر از منافعش خواهد بود.
وي اقتضاء دانشگاه را اقتضاء رويش و نه ريزش خواند و گفت: به دانشگاه نبايد به عنوان محيطي كه در آن بايد به هرس كردن آفتها و زوايد پرداخت، نگاه كرد.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت در اين راستا اصلاح مكانيزمها، ساختارها و ساز و كارهاي را ضروري خواند و افزود: اين رويكرد به رشد علمي فرهنگي و ارتقا معرفتي جامعه منجر ميشود.
حجتي عملكرد جنبش دانشجويي را محدود در دايره وسيعي از افراط و تفريط دانست و درعين حال خاطرنشان كرد: نميتوان بودن در دايرهي افراط و تفريط را غيرطبيعي دانست، چراكه دانشجو در جامعه ما نسبت به وضعيت موجود سوال دارد و همين مولفهها منجر به شكلگيري جنبش دانشجويي خواهد شد.
وي گفت: از آنجاكه جنبشها نه تنها در دانشگاه بلكه در جامعهي بيرون از آن نيز با مشكلات و خطاهايي روبه رو هستند بايد با نرمش و درعين حال با منطق دانشگاه با آنها برخورد شود.
اين فعال سابق دانشجويي همچنين درخصوص نگاه مسوولان به جنبش دانشجويي خاطرنشان كرد: در دورههاي مختلف هيچگاه به دانشجو و حركتهاي دانشجويي به عنوان يك سازمان و جريان مستقل نگاه نشده است و بيشتر بحث سهمخواهي و در خدمت گرفتن آنها مدنظر بوده است.
حجتي با بيان اين مطلب كه نه تنها تشكلهاي دانشجويي بلكه تمامي نهادهاي مدني در سطح جامعه بايد به رسميت شناخته شوند و حضورشان البته در قالب يكسري اصول و قواعد بايد پذيرفته شود، اظهار داشت: مهم اتفاق افتادن و به جريان در آمدن چنين امري است و برون داد آن مهم نيست، چراكه اين امر هيچگاه به ضرر اجتماع نخواهد بود.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت در پايان رويكرد امام خميني (ره) به جنبش دانشجويي را رويكردي مثبت ارزيابي و تاكيد كرد: امام به دانشجويان اعتماد ميكردند و بسياري از تشكلهاي دانشجويي تحت لواي ايشان شكل گرفته و احياء شدند.
گفتوگو با دكتر علي ربيعي مدرس دانشگاه تهران و از فعالان سابق جنبش دانشجويي
![]() |
ميتوان به صراحت گفت كه آنچه سبب شد، دانشگاه در سالهاي دهه 50 به سمت اسلام گرايش پيدا كند، قرائتي از اسلام بودكه امام خميني(ره) آن را ارائه كرده بود. قرائتي مترقي از اسلام كه هم نو بود و هم پويا. در واقع اين قرائت از اسلام بود كه دانشگاه را باحقيقت دين آشنا كرد. ورود افكار و انديشههاي امام به دانشگاه باعث شد كه فعاليتهاي سياسي دانشگاهيان در جريان انقلاب رنگ و بوي اسلامي به خود بگيرد.شيوه برقراري اين ارتباط بين دانشگاه و امام خميني(ره) و ايجاد تحول در دانشگاه به سبب اين ارتباط را با دكتر علي ربيعي مدرس دانشگاه تهران كه خود از فعالان جنبش دانشجويي و همچنين جنبش كارگري در همان زمان بوده است را به گفتوگو نشستهايم. وي معتقد است در گذر زمان دانشگاه با افكار و انديشههاي امام(ره) فاصله گرفته است و ميگويد كه امروز احياي تفكر امام(ره) در دانشگاه امري ضروري است. با هم ميخوانيم:

* روحا... اوحدي ـ طي روزهاي گذشته آقاي ابطحي در دانشگاه مفيد قم به طرح مطالبي در خصوص انتخابات رياستجمهوري دوره آتي پرداخته و اظهار داشتهاند كه <سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم، كانديداي اصلاحطلبان خواهد بود و چون حضور وي در صحنه ضروري است، او وارد صحنه خواهد شد.>اگرچه در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي انتظار ميرود كه احزاب و شخصيتهاي مختلف اصلاحطلب با توجه به وضعيت موجود در كشور، با نقد عملكردهاي مجلس هفتم و دولت نهم و ارائه برنامههاي مشخص و ايجابي در برابر افكار عمومي به تفاهم و همدلي و بسط عقلانيت سياسي درون خود كمك نمايند و از طرح موضوعات انحرافي كه هيچ سودي براي ملت ندارد بپرهيزند، اما آقاي ابطحي با اظهارات خود از حالا براي انتخابات رياستجمهوري دوره آتي كه 2 سال تا زمان برگزاري آن باقي است، نسخه پيچيده و كانديدا معرفي ميكنند و همين امر سوالاتي را سبب شده است كه به صورت شفاف مطرح و پاسخ ايشان را طلب مينمايم:
1- آيا اصلاحطلبان در خصوص انتخابات رياستجمهوري بحث و بررسي داشته و به جمعبندي رسيدهاند كه جناب ابطحي آن را اعلام كردهاند؟
آيا در مجمع روحانيون مبارز تصميمگيري شده است كه آقاي خاتمي در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم آن هم به عنوان كانديداي همه اصلاحطلبان وارد صحنه شوند؟
آنچه كه مشخص است در حال حاضر ايشان نه سخنگوي مجمع روحانيون و نه سخنگوي اصلاحطلبان هستند و تاكنون نيز هيچ بحث جدي در مورد انتخابات رياستجمهوري مطرح نشده و تمركز نگاهها و فعاليتها بر انتخابات پيش روي مجلس است.البته تاكيد ميگردد كه موضوع بحث، شخصيت ارزشمند جناب آقاي خاتمي نيست چرا كه افكار و انديشههاي عميق ايشان براي همگان مشخص است، آنچه كه مورد سوال است اين است كه... جناب ابطحي به نمايندگي از كدام بخش اصلاحطلبان سخن ميگويند و تصميمهاي كدام گروه يا جريان يا محفل را بازگو ميكنند؟
2- ايشان اظهار ميدارند كه چون حضور آقاي خاتمي ضروري است، او وارد صحنه خواهد شد، سوال اساسي اينجاست كه كجا و چگونه چنين ضرورتي تشخيص داده شده است؟
آقاي ابطحي نيك ميدانند كه در 8 سال اصلاحات، ما و دوستان ما در جنبش دانشجويي همواره از آقاي خاتمي حمايت كرده و حتي در انتخابات رياستجمهوري دوره هشتم در سال 80 كه حضور ايشان ضروري تشخيص داده شد، از هيچ كاري فروگذار نكرده و با طراحي استراتژي مدد به خاتمي در دفتر تحكيم وحدت، در مقابل حركت راست روانه و افراطي عبور از خاتمي ايستادگي داشته و دستاوردهاي خوبي را كسب كرديم.اما اكنون كه به تجربهها و حوادث دوران اصلاحات مينگريم موانع بيروني و مشكلات دروني را به خوبي ميتوان تشخيص داد و در زمان مقتضي خودش ميبايد بحث كرد و مردم را در جريان قرار داد كه عملا چطور ميتوان اصلاحات را پيش برد و در عرصه عمل چه كساني ميتوانند از عهده كار برآيند. اندكي صبر، سحر نزديك است.
* عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي
![]() |
محمدمهدي مازني نوشتن و گفتن دردهايي كه به آن دچاريم، جز آنكه روح آدمي را آرام كند تاثيري ندارد. هميشه وقتي دردي را بازگو ميكني از اين بابت كه گوش شنوايي حرفهايت را ميشنود كمي آرامتر ميشوي اما اين درد را هيچ تسكيني نيست جز داروي تلخي كه برايش ميتوان تجويز كرد. اما دردهايي نيز هست كه كه داروي آن در دكان هيچ عطاري يافت نميشود. دردي كه امروز به جان جنبش دانشجويي افتاده و هيچ كس را ياراي درمان آن نيست. بهراستي چه بايد كرد؟ و قبل از آن چه بايد انديشيد؟ بايد نشست و فكر كرد كه اولا عوامل بروز بيماري چه بوده است؟ بيمار آيا سابقه اين بيماري را داشته است؟ و ديگر اينكه چه نسخهاي پاسخگوي نياز بيمار ماست. تصور نشود كه بنده در جايگاه پزشك نشستهام. خير! چرا كه اساسا نميتوانم چنين داعيهاي داشته باشم. آنچه سبب شد اينگونه بنگارم بازخواني مجموعه رفتارهايي است كه تاكنون جنبش دانشجويي از خود بروز داده است. در اين نوشتار جنبش دانشجويي را به بدني بيمار تشبيه كردم. بدني كه به ويروسي سرسخت مبتلا است و به سادگي نميتواند از شر آن خلاص شود. البته به هيچ وجه نميتوان از شر آن رهايي يافت چرا كه ويروس هيچوقت نميميرد بلكه تنها ميتوان آن را متوقف كرد و از آسيب زدن آن به شكل مقطعي در امان ماند. اما به محض آنكه شرايط فعاليت در بدن موجود زنده فراهم شود، ويروس شروع به آزار دادن آن موجود زنده ميكند. ويروس از بدن موجود زنده تغذيه ميكند و اگر مهار نشود تا مرز نابودي آن نيز پيش ميرود....
| ||
|
گروه سياسي؛ دانشجويان انجمني روزهاي پرکاري را مي گذرانند. آنان اين روزها در ديدارهاي جداگانه با شخصيت هاي سياسي و فرهنگي سعي مي کنند تا از دوستان خود در انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها که در چند روز گذشته بازداشت شده اند يا با مشکلاتي مواجه شده اند، دفاع کنند. اين بار اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير (پلي تکنيک) به ديدار مهدي کروبي رفتند تا از او بخواهند در حل مشکلات پيش آمده براي فعالان دانشجويي کمک کند. کروبي که خود را در مقابل دانشجوياني مي ديد که اعلام مي کردند به نمايندگي از هفت دانشجوي بازداشت شده، 15 دانشجوي ممنوع الورود، 11 دانشجوي معلق از تحصيل، يکصد دانشجوي کتک خورده، شش دانشجوي احضار شده و هفت هزار دانشجوي پلي تکنيک در دفتر او حاضر شده اند، گفت؛ «جواني همراه با شور و نشاط است و ممکن است با نپختگي هم همراه شود. اگر مسائلي پيش مي آيد و شعارها و انتقادهايي مطرح مي شود، بايد با سعه صدر و تامل از کنار موضوع رد شد.» او در ادامه با ابراز تاسف از احکام محروميت از تحصيل و ممنوع الورودي براي دانشجويان دانشگاه اميرکبير و با تاکيد بر اينکه مشکلات دانشجويان با تعليق و ممنوع الورود حل نمي شود، گفت؛ «اين موضوع رنج آور است، به ويژه که در زمان امتحانات رخ مي دهد. ما هم هر کاري از دستمان برآيد انجام مي دهيم و از طريق مذاکره با نماينده رهبري در دانشگاه ها و نيروهاي منصف کار را دنبال مي کنيم تا بچه ها بتوانند وارد دانشگاه شوند و امتحانات خود را بدهند.» به گزارش ايلنا کروبي که در اين جلسه از ديدن فيلمي که در آن تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند متاثر شده بود، گفت؛ اين اقدامات به هيچ وجه درست نيست. دانشجو بايد بتواند حرف خود را بزند و با سعه صدر به انتقادات وي گوش فراداد، در آخر هم اشکالات را به وي گوشزد کرد و بايد با تدبير، حکمت و عقل از سختي ها عبور کرد. رانندگي در يک جاده آسفالت چندان مهم نيست. در يک گردنه است که هنر راننده معلوم مي شود. هم اکنون که اين بحران ها پيش آمده است، دانشجويان بايد روي اهداف خود بايستند و با تدبير و حکمت و دورانديشي عمل کنند.» البته او در ادامه تاکيدي نيز داشت؛ «دانشگاه بايد فعاليت سياسي داشته باشد.» «در عين حال دانشجويان بايد مراقب باشند تا کسي وارد آنها نشود که چيزي را بگويد که خود آنها نيز با آن موافق نيستند. بايد اهداف مشخص شود و مراقب بود تا قضاياي تلخ رخ ندهد.»رئيس مجلس دوره ششم در ادامه جلسه خود با اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان اميرکبير لازم ديد تا در خصوص موضوع مهمي که اين روزها در دانشگاه اميرکبير رخ داده يعني انتشار مطالبي با لوگوي نشريات دانشجويي منتقد در دانشگاه مطالبي را بيان کند. او گفت؛ «قضيه بدي در دانشگاه رخ داده است که همه آن را محکوم مي کنند. مشخص است که اين کار دانشجويان نيست زيرا آنها نمي توانند چنين اقدامي انجام دهند. من معتقدم دست هاي خاصي در اين کار دخالت داشتند.» او گفت؛ «بايد بپذيريم که اين کار را دانشجويان مسلمان نکرده اند، زيرا معنا ندارد کسي چنين کاري بکند آن گاه اسم خود را هم روي آن بزند. همه ما مي دانيم هيچ بچه مسلماني حاضر نيست چنين کاري بکند. | ||
در گفتوگو با رضا حجتي و حسين بيغم از اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت عنوان شد:
نقش دفتر تحكيم وحدت در دوم خرداد -

به عنوان اولين سوال به نظر شما علل و عوامل شكلگيري دوم خرداد چيست؟ در واقع اگر بخواهيم يك بازشناسي و نگاه جديدي به آن رويداد داشته باشيم به نظر شما در انتخابات دوم خرداد 76 و پيروزي آقاي خاتمي به عنوان نماينده جناح اصلاحطلب چه جرياناتي موثر بودند و نقش تحكيم وحدت در آن جريانات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
حسين بيغم: به اين سوال ميتوان از جنبههاي مختلفي نگريست، دوم خرداد يك جنبش اجتماعي- سياسي است و در اين جنبش يك حزب و يك قشر خاص نميتواند نقشآفرين اصلي باشد. اگرچه ميتوان آن را سهمبندي كرد و نمره داد، اما در اين جنبش قشرهاي مختلفي حضور داشتند، اين جنبش محصول يك بستر و زمينهاي بود كه در كشور ما ايجاد شده بود و براساس آن بستر و زمينه اين حادثه اتفاق افتاد، حاكميت منتهي به دوم خرداد همه قسمتهاي قدرت را در اختيار داشت، از نهادهاي انتصابي گرفته تا نهادي انتخابي مثل مجلس، در اختيار يك جريان بود و برنامهريزي آن جريان اين بود كه با در اختيار گرفتن قوه مجريه اين قدرت را تكميل كند. در اين فضا مردم احساس كردند كه ميتوانند و بايد حرف خود را به نوعي مطرح كنند و به كرسي بنشانند. جرياني كه در اقليت بود و كمترين سهم را از قدرت داشت به نوعي سهم بيشتري از قدرت را در اختيار داشت. براساس آن زمينه و ذهنيتي كه وجود داشت موتور محرك اين جريان به نظر بنده جنبش دانشجويي و دانشگاه بود، به علل مختلف، اولا شعارهايي كه آقاي خاتمي بهعنوان نماد اين جريان در عرصه انتخابات مطرح كرد، شعارهايي بود مبتني بر روشنفكري و برخلاف شعارهاي رايج آن روز و بر همين اساس بهترين قشري كه ميتوانست مولد و تعيينگر اين شعارها و اين اهداف در قشرهاي مختلف جامعه باشد دانشگاه و دانشجو بود براين اساس سهم جنبش دانشجويي سهم برجسته و ارزندهاي است و دفتر تحكيم وحدت بهعنوان نماد و در واقع محور جنبش دانشجويي در آن برهه نقش ويژهاي داشت.
آنچه كه مسلم است، بين جوامع مدني و خصوصا بين جوانان دو كشور همسويي و اشتراكات زيادي وجود دارد كه حتي در اجتماعات و نحوه شكلگيري اتحاديههاي غيردولتي نيز مشاهده ميشود.
روحا... اوحدي*: در هفته گذشته با طرح موضع دولت ايران مبني بر آمادگي براي گشايش دفتر نمايندگي و برقراري روابط سياسي كامل با دولت مصر، وضعيت متحولي پيش رو قرار گرفت كه نكات و پيشنهاد ذيل را ميتوان جهت تسريع و تسهيل در برقراري روابط عميق بين دو كشور مطرح نمود.
1) اختلافات بين دو دولت: دولتهاي ايران و مصر در طول يكصد سال گذشته، فراز و نشيبهايي را در اختلاف و تعارض پشت سر گذاشتهاند كه اوج اين تعارضات در تقابل ميان محمدرضاشاه و جمال عبدالناصر وجود داشته، بهگونهاي كه محمدرضا پهلوي سعي نمود با اتخاذ سياست <ناسيوناليسم مثبت> در مقابل ناسيوناليسم عربي، مرزبندي و آثار سياست <عدم تعهد> دولت دكتر مصدق را كه مصر نيز طرفدار آن شده بود، پاكسازي نمايد.
خصوصا اتحادي كه بين مصر، سوريه و عراق پس از انقلاب عبدالكريم قاسم در عراق در سال 1337 به وجود آمد، جهتگيري ضدايراني قوياي داشت و امتداد همين وضعيت را در مواجهه با اسرائيل نيز شاهد هستيم، بهگونهاي كه ايران دوره پهلوي عليرغم آنكه در زمان دولت دكتر مصدق با اعتراضات مردمي و پيگيري برخي نمايندگان مجلس، شناسايي دوفاكتوي اسرائيل را پس گرفته بود، اما پس از كودتاي 28 مرداد 32 روابط بين ايران و اسرائيل مجددا برقرار شد و در سال 1336 با امضاي قرارداد رسمي بين دو حكومت براي خريد نفت ايران به اوج خود رسيد. ماشين جنگي اسرائيل بدون نفت ايران نميتوانست سه جنگ مهم با اعراب را كه با محوريت مصر انجام ميشد، پشت سر بگذارد.
نكته مهم ديگر در تقابل دولتهاي ايران و مصر، امضاي قرارداد شهريورماه سال 1357 بين مصر و رژيم صهيونيستي بود كه با ميانجيگري ايالات متحده تهيه و به توافقنامه صلح كمپ ديويد مشهور شد.
اين قرارداد در فروردين 1358 بين انورسادات، رئيسجمهور مصر و مناخيم بگين، نخستوزير رژيم صهيونيستي در حضور كارتر و در كاخ سفيد نهايي و امضا شد و براساس آن، مصر در ازاي بازپسگيري صحراي سينا كه در جنگ ژوئن 1967 به اشغال اسرائيل درآمده بود، رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخت و متعاقبا جمهوري اسلامي ايران براساس ديدگاه حضرت امام(ره) روابط سياسي خود را با مصر قطع كرد.
2) اشتراكات بين دو ملت: ميان دو ملت ايران و مصر اشتراكات تاريخي، مذهبي و فرهنگي فراواني وجود دارد كه باعث نزديكي دو ملت متمدن و باسابقه خاورميانه ميشود و در اين بين، خصوصا در تاريخ معاصر، نقاط ويژهاي همچون گفتوگوي مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيتا... العظمي بروجردي و شيخ شلتوت مفتي اعظم الازهر براي تقريب بين مذاهب، فراز مهمي در تعامل و بلوغ فرهنگي ميان دو ملت مسلمان است و يا داشتن تعلق مشترك به شخصيتهاي روشنفكر و برجسته جهان اسلام همچون سيدجمالالدين اسدآبادي و محمد عبده؛ و يا حتي در عرصه مبارزه با صهيونيستهاي اشغالگر ميتوان به ديدار ميان نوابصفوي از فداييان اسلام و حسن البنا از جنبش اخوانالمسلمين مصر اشاره كرد.
3) راهي به سوي آينده: آنچه كه مسلم است، بين جوامع مدني و خصوصا بين جوانان دو كشور همسويي و اشتراكات زيادي وجود دارد كه حتي در اجتماعات و نحوه شكلگيري اتحاديههاي غيردولتي نيز مشاهده ميشود.
بهطور مشخص، جريانات دانشجويي فعال در دانشگاههاي دو كشور چه از لحاظ محتوا و چه از لحاظ شكلي شبيه به يكديگرند.هر دو جريان آرمانخواه و آزاديخواه هستند و هر دو جريان منتقد دولتهاي خويش و مخالف ظلم و بيعدالتي در داخل كشورهاي خود و در خاورميانه هم طرفدار آزادي و مدافع حق تعيين سرنوشت ملتها و بهصورت ويژه نيز مدافع ملت مظلوم فلسطين هستند.با اين وصف، پيشنهاد ميگردد براي برقراري روابط سياسي ميان ايران و مصر از جوامع مدني و خصوصا جوانان و دانشجويان در دو كشور آغاز نموده و با ايجاد ظرفيتهاي فرهنگي ميان دو ملت از طريق تشكيل گروههاي دوستي بين نمايندگان هنرمندان، روشنفكران و دانشجويان و جوانان و يا تشكيل هفتههاي فرهنگي مشترك در دانشگاههاي دو كشور، زمينه لازم براي روابط پايدار سياسي به وجود آمده و منافع آن براي دو كشور و كل جهان اسلام همواره باقي و از توطئهها و دسيسهچينيهاي رژيم اشغالگر قدس برحذر بماند.در اين چارچوب اقدام دولت نهم براي برقراري روابط سياسي همراه با بسترسازي فرهنگي مورد حمايت خواهد بود و ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه اين شرايط در دوره اصلاحات نيز وجود داشت، ولي عليرغم شعارهاي خوب و زيبايي كه مطرح ميشد، اقدام شايستهاي در اين جهت صورت نگرفت و فرصتها يكي پس از ديگري از دست رفت. اميد است كه اين بار نتيجه خوبي حاصل شود.
*مسوول شاخه جوانان و دانشجويان حزب اعتماد ملي

اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با حجتالاسلاموالمسلمين مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي ديدار و گفتوگو كردند.
در ابتداي اين ديدار ستاريان، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير دربارهي اين انجمن توضيحاتي ارايه كرد. ملاداودي دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير نيز به تشريح روند اتفاقات رخ داده در دانشگاه پرداخت و گفت: « جريان ما مدعي خط امام(ره) است و جريان ما مدافع اين ديدگاه ست و برخي از ما حتي در انتخابات رياست جمهوري در ستاد آقاي خاتمي بوديم و در همان دوران در دور دوم انتخابات برخي از دوستان كه الان مدعي انجمن اسلامي هستند بحث عبور از خاتمي را مطرح ميكردند.» ستاريان در ادامه ابراز عقيده كرد: « اين افراد حتي به جريان اصيل دوم خرداد نيز ضربه زدند و سرانجام به جايي رسيدند كه خروجي افراطي بدون نقد و تنها تخريبكننده داشتند.» ملاداودي نيز در ادامه، خاطرنشان كرد: « در اصلاحات هم جرياني بود كه توقعات و انتظارات را بالا برد كه اين دوستان با اين پيشفرض آمدند ولي وقتي ديدند كه مطالبات آنها به نتيجهاي نرسيده راه را اشتباه رفتند.» وي با ابراز اين عقيده كه اگر در دوران اصلاحات مديريت صادقانه و معتدل بود قطعا اين فرصتسوزي اتفاق نميافتاد، گفت: « اين افراد همه جوانهاي كشور بودند كه اگر مديريت خوب بود چنين اتفاقي نميافتاد.» در ادامه ستاريان اظهار داشت: «در فضايي كه در آن دوران ايجاد شد انجمن اسلامي از جايگاه منطق دور شد و در دست كساني افتاد كه ميخواستند با هر اتفاقي انتقاد تند كرده و براي خود صاحبنام باشند و بعد از آن به عنوان قهرمان جنبش دانشجويي عنوان شوند.»
|
در بعضي مواقع امكان دارد عدهاي بخواهند در فعاليتهاي دانشجويان دخالت كنند از اينرو عملكردهاي فعالان دانشجويي بايد در چارچوب نظام و قانون اساسي صورت گيرد كه از آسيبهاي بيروني و مشكلات دروني در امان باشند و استقلال خود را حفظ كنند |
![]() |
دبيركل حزب اعتماد ملي در ديدار اعضاي ادوار تحكيم وحدت و شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) گفت: «دانشجويان بايد آگاه باشند چراكه عدهاي سعي دارند فضاي دانشگاه را متشنج كنند، از اين رو جوانان آگاه ما بايد عملكردهاي مناسبي داشته باشند.»
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حجتالاسلاموالمسلمين مهدي كروبي در اين ديدار با اشاره به حوادث دانشگاه اميركبير، اظهار داشت: « اكثريت قاطع دانشجويان آگاه و مسلمان هستند، امكان ندارد صحبتهاي نپخته و نسنجيده مطرح كنند، چراكه آنان به مسائل ديني و اعتقادي اعتقاد دارند و زماني كه چهار مديرمسوول اين نشريات، انتشار اين مطالب موهن را رد ميكنند بايد از حرف آنها را پذيرفت.» وي افزود:« مطمئنا سير نشريات دانشجويي بسيار اهميت دارد و با توجه به سوابق اين نشريات دانشجويي كه دانشجويان معتقد هستند كاملا بر مبناي چارچوب نظام بوده بايد پذيرفت مديران مسوول اين نشريات آن مطالب موهن را انتشار ندادهاند.» دبيركل حزب اعتماد ملي تصريح كرد: « مطمئنا هر جمع، تفكر سياسي خاص خود را دارد و هيچگاه عملكردي انجام نميدهد كه منجر به مختل شدن فعاليت شود. هركس بخواهد در حكومت كار سياسي انجام دهد بايد چارچوب خاص داشته باشد و بر مبناي آن عمل كند.» كروبي ادامه داد: «اين بحث سوالبرانگيز است و اين سوال مطرح است كه اين موضوع از كجا نشأت گرفته است؟ چراكه اگر جمعي حرفي دارند هيچگاه به رهبري نظام، ائمه معصومين و مقدسات ديني و . . . توهين نميكنند و كساني كه چنين نوشتههايي را منتشر كردهاند هدفشان اغتشاش در فضاي دانشگاه بوده است.»
![]() |
رضا حجتي در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه جنبش دانشجويي بايد در درجهي اول به تبيين مباني نظري حركت خويش بپردازد، اظهار داشت: « كنش بدون مبنا، ضمن اينكه ما را به سمت مطلوبي نخواهد برد باعث سردرگمي، تندروي يا كندروي خواهد شد.» وي با بيان اينكه اگر مباني نظري حركت به درستي تبيين، تدوين و تشريح نشوند اصل حركت دچار نقيصه خواهد شد، در ادامه حركت در چارچوب منافع ملي و مصالح نظام جمهوري اسلامي را ضروري دانست. اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه حركتي كه فارغ از دو قيد فوق باشد آسيبهاي زيادي، در درجهي اول به خود حركت و در درجهي بعد به كشور وارد خواهد كرد، پرهيز از هرگونه حركت راديكالي در جنبش دانشجويي را لازم دانست و گفت: « اگر راديكاليسم تنها تندروي و فاقد هدفي خاص و كوركورانه و از سر احساسات به وجود آمده باشد، نتايج زيانباري به دنبال خواهد داشت.» حجتي با بيان اينكه راديكاليسم، زماني راديكاليسم است كه هدف را در تيررس خود قرار داده باشد، خاطرنشان كرد: « اگر هدف وجود نداشته باشد يا با ديدن سرابها به جاي مقصد و هدف به فكر تندروي باشيم بيشتر از اينكه به ديگران لطمه وارد شود به خود لطمه زده و بيشتر از اينكه به هدف نزديك شويم از آن دور خواهيم شد.» وي راهكارهاي پيشگيري از وقوع مسائل بحراني در جنبش دانشجويي را مرتبط با درون جنبش دانشجويي و گردانندگان اين نوع حركتها دانست و ابراز عقيده كرد: « در درجهي اول مديريت دانشگاهها و دولت بايد زمينهساز ايجاد بستري مناسب براي پيوستگي و همبستگي حركت دانشجويي با ملت باشند. ضمن اينكه گره خوردن حركت دانشجويي با حركت ملت را لازم است؛ اگر حركت دانشجويي از حركت ملت و مردم دور شود ايجاد مشكلي چون راديكاليسم از تبعات منفي آن خواهد بود.» اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت تاكيد كرد: « جنبشهاي دانشجويي نبايد خود را مبعوثان رسالتي بزرگ بدانند، چنين توهمي باعث ايجاد نگرش «تافتهاي جدا بافته» بودن ميشود كه مضر است.» وي همچنين اهميت دادن به روشهاي دموكراتيك در ساز و كار جنبش دانشجويي را مهم عنوان كرد و گفت: « به دست گرفتن عنان جنبش از سوي عدهاي در داخل و خارج از كشور حتي سالها بعد از دوران جواني و دانشجوييشان و پافشاري اين افراد؛ هدايت جنبش، روند دموكراتيك را مختل خواهد كرد و ابزاري براي عدهاي خاص خواهد شد.» حجتي اظهار داشت: « در بيرون حركت دانشجويي، ساير نهادهاي مربوطه نبايد با بسته كردن فضا و ايجاد سختگيري سعي در جايگزين كردن برخوردهاي امنيتي و قضايي به جاي روشهاي ديگر كنند. چنين فضايي تنها مساعد ايجاد نوعي راديكاليسم و تندروي خواهد شد و با اين روند جريان دانشجويي در دام راديكاليسم قرار داده ميشود.» اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، با بيان اين مطلب كه فضا بايد براي فعاليتهاي قانونمند، معتدل و بهرهمند از منطق مسالمتآميز فراهم شود، گفت: « مديران دانشگاهها بايد وجود درصدي از خطا و اشتباه را براي دانشجويان مدنظر قرار داده و آن را مجاز شمارند.» حجتي نگاه سياسي به دانشگاهها را بزرگترين آفت و خطر دانست و خاطرنشان كرد: « استفاده از دانشگاه در جهت ايجاد ابزار براي پيگيري اهداف و متامع سياسي در هر جايگاهي اشتباه است. دانشگاه نهادي دولتي نيست بلكه نهادي مدني و عمومي است و بايد براي به وجود آمدن آزادي نسبي در آن درصدد ايجاد زمينهي فكر كردن، زمينهي طرح سوال و پرسشگري بود.» وي همچنين در ادامه بر ضرورت و لزوم بازتعريف نگرشها و گفتمان اصيل جنبشهاي دانشجويي تاكيد كرد و گفت: « تمامي حركتها، جنبشها، گروهها و سازمانهاي دانشجويي و همهي افرادي كه درصدد به جلو بردن اين جريان هستند نياز به بازنگري، البته معطوف به ويژگي حفظ استقلال نسبي و مسالمتآميز كردن، دموكراتيزه كردن ساختار درونيشان و در عين حال همراه شدن با مردم در جهت پيشرفت ملي دارند.» اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت ابراز عقيده كرد: «در صورت نبود بازنگري در گفتمان و نگرشهايي كه تاكنون انجام شده است، حركتهاي پيشروانه و اصلاحطلبانه و حركتهايي كه بيشتر تمايل محافظهكارانه دارند در معرض اتهامات از نوع و جنس آنچه كه در دانشگاه اميركبير اتفاق افتاد، قرار خواهند گرفت.» حجتي در پايان پند گرفتن جريانات دانشجويي از تجربيات گذشتگان را لازم دانست و ابراز تاسف كرد: « در زمينهي استفاده از دانش تجربي و فعاليتهاي اجتماعي در كشور، به خصوص در زمينههاي دانشجويي با نقيصههاي جدي مواجه هستيم.»
در اين بيانيه آمده است: يكي از گرانمايهترين سرمايههاي ملي ايران وجود استعدادهاي جوان و انديشههاي پويا و جستوجوگري است كه با كمترين امكانات، افتخارات عظيمي خلق ميكنند و طي چند دهه گذشته نقش اساسي و بيبديل آنها را در تحولات شگفتيآفريني چون اصل نهضت اسلامي و پيروزي انقلاب اسلامي، جبهههاي جنگ تحميلي و جهاد سازندگي، دوران بازسازي و حماسه دوم خرداد و نيز دستاوردهاي علمي و جهشهاي تكنولوژيك شاهد بودهايم.
ژشايد بتوان گفت يكي از هنرهاي برجسته امام خميني (ره) شناسايي اين منبع عظيم و اعتماد سرشار ايشان به مجموعه دانشجويان و دانشگاهيان مسلماني بود كه ايمان و خودباوري فزاينده آنها در تعامل با رهبري خردمندشان مسير تعالي و تكامل را طي مينمود و بخش عظيمي از اين افتخارآفرينيها محصول چنين تعامل و اعتماد متقابلي بود.
اين بيانيه افزوده است: با وجود چنين تجارب و پيشينيه پرافتخاري، متأسفانه از چندين سال پيش با جرياني مواجهيم كه پويايي، جستوجوگري و جسارت و نقادي و نقشآفريني دانشجويان را برنميتابد و اطاعت و تسليم يا حداقل بيتفاوتي و غيرسياسي بودن دانشجو و دانشگاهيان
نگراني کروبي از وضعيت دانشگاههاي کشور
جمعي از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه مازندران با مهدي کروبي دبير کل حزب اعتماد ملي و رييس پيشين مجلس شوراي اسلامي ديدار و گفتگو کردند.
كروبي در اين ديدار با ابراز نگراني از حوادث رخ داده در دانشگاه مازندران گفت : از اين گونه اتفاقات که در دانشگاههاي کشور در حال وقوع است و برخوردهايي كه منجر به توهين ، تحقير و ضرب و شتم دانشجويان گرديده متأسفم . امروز برخي در ميان نخبگان و دانشگاهيان جايگاهي ندارند و بنابراين متاسفانه به اين روشها متوسل شده اند. وي افزود: به هر حال اين وضعيت ارمغان و محصول اصلاحات است. متاسفانه در دوره اصلاحات برخوردهاي افراطي انجام شد که اشتباه بود. عده اي هستند كه در دوره قبل تحقير شدند و امروز بصورت جاهلانه دارند انتقام مي گيرند. عوارض اين اقدامات را هم مردم بايد بدهند و هم دانشجويان .
کروبي با اشاره به اتفاقات رخ داده در دانشگاههاي کشور گفت: دانشجويان بايد هوشيار باشند تا بهانه به دست ديگران ندهند. در اين ديدار که روح الله اوحدي مسئول شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي ، مهدي مازني و مجتبي تهراني از اعضاي شوراي مرکزي اين شاخه نيز حضور داشتند، سيد مهدي شريف النسب از دانشجويان بازداشت شده دانشگاه مازندران با بيان اينکه حوادث تلخي را در اين روزها شاهد بوديم گفت : از آنجايي كه جنابعالي يكي از دلسوزان و بزرگان نظام جمهوري اسلامي هستيد خدمت شما آمديم تا نسبت به آنچه كه در دانشگاه مازندران گذشت گزارشي ارائه دهيم تا جلوي اتفاقاتي كه ممکن است در آينده براي دانشجويان اتفاق بيافتد گرفته شود و حداقل كسي باشد كه به فرياد دانشجويان برسد .
اعتراضاتي که باعث شد اين وضعيت رخ دهد کاملا صنفي بود. بنده بعنوان مسئول صنفي دانشجويان از مسئول حراست در مورد ورود مامورين به دانشگاه و بازداشت تعدادي از دانشجويان سوال کردم و ايشان اظهار بي اطلاعي كرد و رئيس دانشگاه هم از دادن پاسخ طفره مي رفت .
در روز شنبه مورخ 25/1/1386 سه تن از دانشجويان تصميم به تحصن و اعتصاب غذا گرفتند و در روز يكشنبه تعداد دانشجويان به حدود 800 نفر رسيد كه با ما ابراز همدردي نمودند . بعلت نداشتن امنيت و تهديد لباس شخصيها شب اول را كه 15 نفر بوديم در دانشگاه سپري كرديم .
با عنايت به اينكه بنده دبير صنفي دانشجويان بودم با كمال احترام و در چارچوب قانوني قضيه را از مسئولين دانشگاه پيگيري كردم كه متأسفانه از دادن جواب امتناع کردند . در شب دوم حدود ساعت 3 بامداد 7 نفر وارد منزل بنده شدند و با ضرب و شتم و وضعيت اسفناكي من را بردند .
از ميان 15 دانشجوي بازداشت شده ، 2 نفر را شبانه از منزل دستگير كردند ، 1 نفر آقاي صباغ زاده را از قبل گرفته بودند و 12 نفر ديگر را ساعت 3 بامداد با ضرب و شتم در دانشگاه دستگير كردند.در بازجويي سعي داشتند به ما كه از خانواده هاي مذهبي هستيم برچسب ماركسيست بزنند.
نبوي ديگر دانشجوي بازداشت شده در اين ديدار گفت : موارد اتهامي من را تشكيل جلسات فلسفي ، توهين به مسئول آموزش و اتهام واهي روزه خواري بوده است. وي در ادامه گفت: از من سوال كردند كه آيا در تجمع 16 آذر حضور داشتيد؟ كه بنده گفتم آري و اين هم ديگر مورد اتهامي من بوده است.
سعيد يعقوب نژاد ديگر دانشجوي بازداشت شده در حوادث دانشگاه مازندران گفت: حدود ساعت 3 بامداد ماموران به دانشگاه يورش آوردند و هر 12 نفر را با ضرب و شتم، شوك الكتريكي ،دستبند و چشم بند ما رابردند. حتي چشم بند كم آوردند و لباس بچه ها را پاره كردند و بعنوان چشم بند استفاده نمودند و تا ساعت 12 شب روز بعد تحت بازجويي بوديم .
بازپرس به من گفت جرم شما اخلال در نظم دانشگاه، از بين بردن اموال عمومي و توهين به مسئولين است. من به بازپرس گفتم كه رسيدگي به اين مسائل در صورت وقوع در حيطه كميته انظباطي دانشگاه است نه در زندان. در همين حين باز پرس گفت : هر موقع كه بخواهيم پرونده ات را امنيتي مي كنيم كه خانواده ات كمر راست نكند. وي با اشاره به برخي ناملايمتي ها گفت: متأسفانه در اين دولت باب شده است كه اگر اشتباه هم بكند از موضعش كوتاه نمي آيد . خواسته ما از مسئولان دانشگاه 4 مورد بود. روشن شدن وضعيت آقاي صباغ زاده دانشجوي ربوده شده، برگزاري جلسه پرسش و پاسخ و توضيح رياست دانشگاه در خصو ص حوادث اخير، لغو احكام تعليق 3 دانشجو كه غير قانوني صادر شده بود و اجازه فعاليت به تشكل هاي دانشجويي در دانشگاه.
گفتني است دانشجويان بازداشت شده پس از يک هفته حبس با قرار وثيقه آزاد شدند.
|
جامعه دانشگاهي كه ميتواند بهعنوان يك قشر فرهيخته و نخبه در فضاي سياسي جامعه موثر باشد متأسفانه گرفتار آسيبهايي شده است كه بخش اعظم آن ناشي از بيكفايتي و بی لیاقتی مسئولین وزارت علوم است. به این معنا وزارت علوم توان و تحمل لازم در مواجهه با بحرانهای پدید امده را ندارد و بعضا شاهدیم که به آن دامن نیز می زند. |
شاخه دانشجويي حزب اعتماد ملي درباره تحولات اخير دانشگاههاي كشور در بيانيهاي با توصيه هوشياري و بيداري به جنبش دانشجويي تاكيد كرد: نبايد فضاي دانشگاه را آبستن بحرانهايي تازه كرد.
آنچه امروز در دانشگاههاي كشور شاهد ظهور آن هستيم، متأسفانه نتيجه عدم باور قلبي برخي مسوولان به انديشهها و مباني فكري بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در مورد اهميت و نقش دانشگاه است. اين سخن امام راحل را فراموش نكردهايم كه فرمودند مقدرات هر كشوري در دست دانشگاههاست و دانشگاه مبداء همه تحولات است. اما اين سخن، مانند بسياري از مواضع اصيل و عزتبخش ايشان تنها در حد شعار باقي مانده است و این روزها شاهد برخورد حذفی و از روی تحکم و استکبار با دانشگاه هستیم. اين روزها به طور مشخص در دانشگاههاي مازندران، شيراز، لرستان و اميركبير شاهد بروز تنشها و بحرانهايي هستيم كه ناشي از عدم درك و شناخت درست از ماهيت دانشگاه است. جامعه دانشگاهي كه ميتواند بهعنوان يك قشر فرهيخته و نخبه در فضاي سياسي جامعه موثر باشد متأسفانه گرفتار آسيبهايي شده است كه بخش اعظم آن ناشي از بيكفايتي و بی لیاقتی مسئولین وزارت علوم است. به این معنا وزارت علوم توان و تحمل لازم در مواجهه با بحرانهای پدید امده را ندارد و بعضا شاهدیم که به آن دامن نیز می زند.
موقعيت دانشگاه از حساسيتهاي ويژهاي برخوردار است و رويدادهاي اخير نيز خود شاهد اين مدعاست. حال اين سوال مطرح ميشود كه در شرايطي كه كشور با مشكلات خارجي نيز مواجه است، آيا اين بحرانها به آسيبپذيري ما نميانجامد و چرا متصديان امر در اين مساله مهم با تدبير برخورد نميكنند؟ بايد به مسوولان دولت نهم يادآوري كنيم كه در صورت عدم مديريت صحيح و توسل به شيوههاي امنيتي اطلاعاتي، آسيبهاي جدي به نظام وارد خواهد شد. متاسفانه اين اشتباهات قبلا نيز تكرار شده است و در حقيقت بايد گفت گرهاي را كه با دست ميتوان گشود، نبايد با دندان باز كرد.
در اين راستا ميبايد به دانشجويان به عنوان قشر جوان و پويا و صاحبنظر متذكر شد كه حوادث گذشته به ويژه دهه اخير را از ياد نبرند. از ياد نبرند كه در داستان نشريه موج از كاهي، كوهي ساخته شد و محيط دانشگاه را با بحران مواجه كرد. از ياد نبرند كه يك اعتراض مدني به توقيف روزنامه سلام چه خاطره تلخي را در اذهان به يادگار گذاشته است كه زخم ناشي از آن رويداد هنوز درمان نشده است و بدنه دانشجويي را منفعل و سرخورده كرد و نهايتا به ركود جنبش دانشجويي انجاميد. همواره بهانه برخورد با جنبش دانشجويي حركتهاي پراكندهاي بوده كه از چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي خارج شده و زمینه سرکوب جنبش را فراهم آورده است.
بر اين اساس معتقديم هرچند وزارت علوم و مسوولان بی تدبیر آن فضاي نقد و اعتراض را برنميتابند و مجالي هم براي اعتراضات نميدهند اما در مقابل، اين جنبش دانشجويي است كه بايد با هوشياري و بيداري شرايط را تحليل و متناسب با آن اقدام كند. از اين رو نبايد هزينهاي ديگر را متوجه جنبش دانشجويي كرد و نبايد فضاي دانشگاه را آبستن بحرانهايي كرد كه فرصتطلبان از فضاي ايجادشده براي حذف و برخورد با جنبش بيدارشده دانشجويي بهرهبرداري كنند.
در پايان ذكر اين نكته لازم است كه پاسداشت هويت مستقل و اصالت جنبش دانشجويي بر همه واجب است و بايد تلاش كنيم تا فضاي دانشگاه فضايي پويا و بانشاط باقي بماند و اجازه ندهيم استقلالي كه نتيجه تلاش و همت اسلاف جنبش دانشجويي است، مخدوش شود و از بين برود.
..................................................
مطلب مرتبط
تجمع و تنشهای روز دوشنبه در دانشگاه امیرکبیر تهران که در اعتراض به چاپ آنچه 'مطالب توهین آمیز' در چند نشریه دانشجویی خوانده شد اتفاق افتاد، روز سه شنبه با اعلام عزای عمومی و تحصن دانشجویان بسیجی ادامه یافت.ظهر روز دوشنبه نسخه هایی از چهار نشریه دانشجویی، که مدیران مسئول آنها از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر بودند، در سطح دانشگاه منتشر شد که در آنها مقالاتی حاوی توهین به مقدسات اسلامی و نیز رهبر جمهوری اسلامی چاپ شده بود.مدیران مسئول این نشریات می گویند آنچه به عنوان نشریات تحت اداره آنها توزیع شده 'تقلبی' است و با 'سوء استفاده از نشان (لوگو)' نشریه اصلی چاپ شده تا "مانع چاپ هر نشريه ای در دانشگاه شود."انتشار این نشریات اعتراض شدید دانشجویان بسیجی را به همراه اشت. این اعتراضات در روز دوشنبه با درگیری فیزیکی بین این دانشجویان و اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه همراه بود.
|
ايسنا: جمعي از اعضاي شوراي مركزي حزب جوانان ايران اسلامي با حجتالاسلاموالمسلمين مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي گفتوگو كردند. در اين ديدار مهدي كروبي با ارزشمند خواندن كار حزب جوانان به راه پرفراز و نشيب كار حزبي و تشكيلاتي اشاره كرد و گفت: شكست يك مجموعه در انتخابات نبايد موجب انفعال و پايان بخشيدن به پيگيري اهداف تعيينشده از سوي معتقدان به آن حركت باشد. |
![]() |
وي با استقبال از گرايش جوانان به كارهاي جمعي و تشكيلاتي تاكيد كرد: با توجه به قانون اساسي و انتخاباتهاي پيدرپي كه در كشور برگزار ميشود فعاليت احزاب ضروري است و حاكمان بايد فعاليت آزاد و قانوني احزاب را بپذيرند. كروبي در ادامه با اشاره به فرهنگ حزبگريزي در ميان ايرانيان گفت: سويه مثبت فعاليت حزبي جوانان، آمادگي اين نسل براي انجام كارهاي جمعي موفق در آينده است. در اين ديدار كه طي آن درباره مسائل انتخاباتي و موضوعات مهم روز نيز بحث و تبادلنظر صورت گرفت، مهدي عليخاني دبيركل حزب جوانان نيز با اشاره به موفقيت نسبي اصلاحطلبان در انتخابات شوراها در نتيجه اجماع نظر بزرگان و احزاب اصلاحطلب، ابراز اميدواري كرد اين اتفاق نظر در انتخابات آتي و نيز ساير مسائل مهم كشور ادامه يابد. در اين ديدار تني چند از اعضاي شوراي مركزي حزب جوانان به بيان نظرات و ديدگاههاي خود درباره مسائل مهم روز پرداختند و همچنين از آنچه آن را هجمه اخير برخي رسانهها نسبت به مهدي كروبي خواندند، ابراز تاسف كردند
![]() |
محمد مهدی مازنی: هرچقدر زمان سپري ميشود و هرچه جلوتر ميرود باز هم خلا حضور انديشمندي چون شهيد مطهري را بيشتر حس ميكنيم. به تعبير ديگر عدم حضور چنين شخصيت انديشمندي هزينههاي سختي را به نظام جمهوري اسلامي تحميل كرده است. اينجا است كه در گفتوگو با دكتر نجفقلي حبيبي استاد فلسفه و رئيس سابق دانشگاه علامه طباطبايي و دانشگاه تربيت مدرس و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها اين جمله را ميشنويم كه امروز واقعا جاي مطهري بهعنوان مظهر عقلانيت در برابر جهل و تحجر موجود در جامعه خالي است.
در ابتدا بفرماييد چه تعريف جامعي از شخصيت ديني و علمي شهيد مطهري ميتوان ارائه داد؟
شخصيت ايشان آنقدر بزرگ است كه بنده نميتوانم همه ابعاد شخصيت ايشان را بازگو كنم (اما استاد مطهري كه قبل از انقلاب در دانشكده الهيات تدريس ميكردند و بنده شاگرد ايشان بودم) از چند جهت شخصيت ايشان قابل بررسي است. از جهت علمي ايشان در فلسفه بسيار استاد بودند و مباحث فلسفه را حقيقتا چشيده بودند نه به اين معنا كه مباحث را تنها حفظ كرده باشند بلكه آن را درك كرده بودند و بكارگيري فلسفه براي پاسخگويي به نيازهاي روز و تبيين فلسفي مسائل از جمله مهارتهاي ايشان بود و ايشان قادر بود فلسفه را با نيازهاي عصر متناسب سازدو تا آنجا پيش رفت كه به تدريج در فلسفه نوآوري ميكرد و اين تعداد آثاري كه از ايشان به جاي مانده نشاندهنده زايش فكري و نوآوري ايشان است. در حوزه فقهي هم ايشان بسيار مسلط بودند و قطعا يك مجتهد مسلم بود.
|
در جريان انقلاب فرهنگي در درجه اول اسلامي شدن دانشگاهها با تصويري كه از اسلام امام داشتيم ملاك بود. ما به دنبال آن اسلام بوديم. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد غير از قرائت امام بود |
مجتبی تهرانی: انقلاب فرهنگي، موضوعي است كه در ارتباط با آن بحثها و چالشهاي زيادي صورت گرفته است. به اين معني كه در اثبات و نفي آن سخن فراوان گفته شده است و مقالات متعددي در اينباره به رشته تحرير درآمده است. آنچه در ميزگرد بازخواني پرونده انقلاب فرهنگي با حضور دكتر عليمحمد حاضري عضو هيأت علمي و رئيس گروه جامعهشناسي دانشگاه تربيت مدرس بهعنوان محقق و صاحبنظر كه در زمينه انقلاب فرهنگي داراي مقاله و آثار ارزشمندي است و دكتر وحيد احمدي عضو سابق دفتر تحكيم وحدت و رئيس گروه برق دانشگاه تربيت مدرس كه در آن ايام در بطن ماجرا حضور داشتند مطرح شد نگاهي جديد به اين رويداد است. با هم ميخوانيم.
آيا انقلاب فرهنگي در واقع با پيام نوروزي امام(ره) شروع ميشود و قبل از آن بفرماييد آيا انقلاب فرهنگي به تبعيت از الگوي خاصي بود يا خير؟
دكتر احمدي: درخصوص حادثه انقلاب فرهنگي واقعيت اين است كه اين بحث در انجمنها مطرح بود و ريشه آن برميگردد به داستان لانه جاسوسي. بحث اين بود كه يك گروه در آن ايام موضوع لانه جاسوسي را پيگيري ميكنند و گروهي ديگر كه در دانشگاه هستند چه وظيفهاي دارند؟ به اين معني كه دانشجويان مسلمان در بحث روند فرهنگي دانشگاهها و تداوم انقلاب چه نقشي بايد ايفا كنند؟ اما صورت مساله به صورت انقلاب فرهنگي نبود. مسائلي كه در دانشگاهها با آن درگير بوديم ناشي از وجود تفكرات مختلف بود كه مجموعه دانشجويان مسلمان از يك طرف و دولت موقت از طرفي ديگر، درگير مسائل داخل دانشگاه بودند. آن زمان بحث اين بود كه دانشگاهها بايد استقلال داشته باشند و موضوع انتخابات شوراي دانشگاه مطرح بود. همه اين مسائل ذهن دانشجويان را به خود مشغول كرده بود كه در حقيقت پيام نوروزي حضرت امام جرقهاي بود براي رهايي از اين آشفتگي و اين كه افكار مختلف با هم هماهنگ شود. به اين معني كه اين مجموعه تصميم گرفتند كه حركتي انجام دهند و انگيزه لازم براي آنكه دانشگاه اسلامي شود پيدا كردند. قبل از پيام امام(ره)...................