مقالات اخبار صفحه نخست بیانیه ها معرفی اعضا جستجو شهدای دانشجو گفتگو گزارش
|
جوانی ستارهاي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مينوردد...
|
![]()
* بنده دعواي اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم. من اين تقسيم بندي را غلط ميدانم. نقطه ي مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نيست . نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نيست. نقطه ي مقابل اصولگرا، آدم بياصول و لاابالي است.
* آدمي كه به هيچ اصلي معتقد نيست. آدم هرهري مذهب است. يك روز منافع او يا فضاي عمومي ايجاب ميكند كه بشدت ضد سرمايهگذاري و سرمايه داري حركت كند، يك روز هم منافعاش يا فضا ايجاب ميكند كه طرفدار سرسخت سرمايه داري شود. حتي به شكل وابسته و نابابش ! نقطه ي مقابل اصلاح طلبي، افساد است . بنده معتقد به اصولگراي اصلاح طلبم. اصول متين و متقني كه از مباني معرفتي اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبه روز و نو به نو.
* اصولگرايي به حرف نيست. اصولگرايي در مقابل نحلههاي سياسي رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسي را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان. نه. اصولگرايي متعلق به همه كساني است كه به مباني انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست ميدارند. حالا اسمشان هر چه باشد.
* بنده سه چهار سال قبل در نماز جمعه تهران گفتم دو جناح براي اين كشور مثل دو بالند، كه كشور با اين دو بال ميتواند پرواز كند.